تبلیغات
جنگ نرم و دنیای مجازی - مطالب مهدویت

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

اقتصاد سعادت‌آفرین، اقتصادی است که انسان را هم به معیشت این‌جهانی و هم به سعادت آن‌جهانی برساند. اقتصادی که آدمی را فقط به معیشت محدود و زودگذر دنیوی برساند، اقتصادی ناسالم و نارساست.
اقتصاد سالم، باید وامدار فرهنگی سالم
  و جامع باشد تا به اهداف اصیل انسانی خویش هم در این جهان و هم در آن جهان نایل آید.
اقتصاد غربی، وامدار فرهنگی ناسالم و غیرالهی است. از این رو، نه‌تنها انسان را به سعادت ابدی خویش نمی‌رساند، بلکه آدمی را در معیشت دنیوی خویش نیز دچار سرگردانی و حیرت می‌سازد.
فرهنگ دنیاگرا و ثروت‌محور غربی، همه‌چیز را در خدمت اقتصاد قرار می‌دهد و آن را به کالایی برای سودآوری اقتصادی تبدیل می‌کند.
فرهنگ شهوت‌گرا و لذت‌محور غربی، حتی از فرهنگ به سود اقتصاد، بهره‌کشی مادّی و استفادة ابزاری می‌کند و تمام ایده‌های فرهنگی را نیز به استخدام اقتصاد درمی‌آورد. از همین‌جاست که بیچارگی و از خود بیگانگی انسان معاصر آغاز می‌گردد.
انسان معاصر، بنده و اسیر چیزی می‌گردد که خود آن را خلق کرده است. صنعت، تجارت، تکنولوژی و اقتصاد را با اندیشه و همت خویش دست و پا می‌کند، اما اسیر و بیچاره‌اش می‌گردد.
 

اقتصاد سعادت‌آفرین، اقتصادی است که انسان را هم به معیشت این‌جهانی و هم به سعادت آن‌جهانی برساند. اقتصادی که آدمی را فقط به معیشت محدود و زودگذر دنیوی برساند، اقتصادی ناسالم و نارساست.
اقتصاد سالم، باید وامدار فرهنگی سالم
  و جامع باشد تا به اهداف اصیل انسانی خویش هم در این جهان و هم در آن جهان نایل آید.
اقتصاد غربی، وامدار فرهنگی ناسالم و غیرالهی است. از این رو، نه‌تنها انسان را به سعادت ابدی خویش نمی‌رساند، بلکه آدمی را در معیشت دنیوی خویش نیز دچار سرگردانی و حیرت می‌سازد.
فرهنگ دنیاگرا و ثروت‌محور غربی، همه‌چیز را در خدمت اقتصاد قرار می‌دهد و آن را به کالایی برای سودآوری اقتصادی تبدیل می‌کند.
فرهنگ شهوت‌گرا و لذت‌محور غربی، حتی از فرهنگ به سود اقتصاد، بهره‌کشی مادّی و استفادة ابزاری می‌کند و تمام ایده‌های فرهنگی را نیز به استخدام اقتصاد درمی‌آورد. از همین‌جاست که بیچارگی و از خود بیگانگی انسان معاصر آغاز می‌گردد.
انسان معاصر، بنده و اسیر چیزی می‌گردد که خود آن را خلق کرده است. صنعت، تجارت، تکنولوژی و اقتصاد را با اندیشه و همت خویش دست و پا می‌کند، اما اسیر و بیچاره‌اش می‌گردد.
انسان معاصر، بازار و کسب و کار را به دست خویش ایجاد می‌کند، اما به یک‌باره خوار و حیرانش می‌گردد، بدان دل می‌سپارد و به دنبالش می‌رود.
انسان معاصر، اقتصاد و تجارت را خود می‌آفریند، اما همان خدایش می‌شود، از او دل می‌ستاند، تمام وجودش را به هر سو می‌کشاند، از سیر بندگی خارجش می‌کند و مهارش را به دست شیطان می‌سپارد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مهدویت،  سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی، 

تاریخ : شنبه 23 آذر 1392 | 01:24 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات

در روایات اسلامی برای قرائت و مداومت به زیارت عاشورا آثار و فواید دنیوی و اخروی زیادی نقل شده است. در این میان تجربیات برخی از بزرگان هم خواندنی است.

مرحوم حاج میرزا حسین نورى مى گوید جناب سید احمد موسوى رشتى (تاجر) به من گفت:
در تاریخ ۱۲۸۰ هجرى قمرى به عزم زیارت بیت اللّه از رشت به تبریز رفتم و از آنجا مرکبى کرایه کرده و روانه شدم ، در منزل اوّل سه نفر دیگر با من رفیق شدند.
در یکى از منازل بین راه خبر دادند که قدرى زودتر روانه شویم که منزل آینده خطرناک و مخوف است کوشش کنید که از کاروان عقب نمانید.
از این جهت دو سه ساعت به صبح مانده راه افتادیم هنوز یک فرسخ نرفته بودیم که هوا منقلب شد و برف باریدن گرفت به طورى که رفقا هر کدام سرهاى خود را به پارچه پیچیدند و تند رفتند من هم هر چه کردم که بتوانم با آنها بروم ممکن نبود سرانجام از آنها عقب ماندم و ناچار از اسب پیاده شده و در کنار راه نشسته و متحیر بودم مخصوصاً به خاطر ششصد تومان پولى که براى هزینه سفر همراه داشتم نگرانى بیشترى داشتم .
با خود گفتم : همین جا تا صبح مى مانم و به منزل قبلى بر مى گردم و از آنجا چند نفر مستحفظ به همراه داشته خود را به قافله مى رسانم .
در این اندیشه بودم که در برابر خود باغى دیدم که باغبانى با بیلش برف درختان را مى ریخت تا مرا دید جلو آمد و گفت : کیستى ؟
گفتم : رفقایم رفتند و من مانده ام و راه را نمى دانم .
به زبان فارسى فرمود: نافله بخوان تا راه را پیدا کنى . من مشغول نافله شدم نماز شب تمام شد باز آمد و فرمود: نرفتى ؟
گفتم : واللّه راه را نمى دانم .
فرمود: جامعه بخوان .
من زیارت جامعه را از حفظ نداشتم و اکنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و زیارت جامعه را تماماً از حفظ خواندم .
باز آمد و فرمود: نرفتى و هنوز اینجایى ؟
بى اختیار گریه ام گرفت ، گفتم : آرى راه را نمى دانم .
فرمود: عاشورا بخوان .
زیارت عاشورا را نیز از حفظ نداشتم و اکنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و مشغول زیارت عاشورا شدم و همه اش را حتى لعن و سلام و دعاى علقمه را از حفظ خواندم .
بار سوم آمد و فرمود: نرفتى و هستى ؟گفتم : آرى نرفتم هستم تا صبح .
فرمود: من هم اکنون تو را به قافله مى رسانم . سپس رفت و بر الاغى سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و آمد. فرمود: ردیف من بر الاغ سوار شو. من هم پشت سر او سوار شدم و افسار اسبم را کشیدم ، اسب اطاعت نکرد.
فرمود: جلو اسب را به من بده . عنان اسب را به دست راست گرفت و راه افتاد. اسب در نهایت تمکین پیروى کرد. سپس دست مبارکش را بر زانوى من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمى خوانید؟
نافله ، نافله ، نافله ، سه بار تکرار کرد.
آنگاه فرمود: شما چرا عاشورا نمى خوانید؟
عاشورا، عاشورا، عاشورا.
سپس فرمود: شما چرا جامعه نمى خوانید؟
جامعه ، جامعه ، جامعه .
دقت کردم دیدم در وقت پیمودن راه به نحو دایره راه طى مى کرد یک مرتبه برگشت و فرمود: اینها رفقاى شمایند که کنار نهر آبى فرود آمده و براى نماز صبح وضو مى گیرند.
پس من از الاغ پیاده شدم و خواستم سوار اسبم شوم نتوانستم آن آقا پیاده شد و بیل را در برف فرو کرد و به من کمک کرد تا سوار شدم و سر اسب را به طرف رفقایم بر گردانید من در این هنگام با خود گفتم این شخص کى بود که به زبان فارسى حرف مى زد و حال آنکه زبانى جز ترکى و مذهبى جز عیسوى در آن نواحى نبود و چگونه با این سرعت مرا به قافله رساند؟
برگشتم پشت سر خود را نگاه کردم دیدم کسى نیست.




طبقه بندی: عاشورا،  مهدویت، 

تاریخ : چهارشنبه 8 آبان 1392 | 07:04 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات

از خصوصیات ممتاز یاران امام حسین علیه السلام، در کربلا که یکی از رموز برتری و موفقیت آنان در برابر دشمنان خدا است، توکل بر خدا می باشد.
اصحاب سیدالشهداء علیه السلام در تمامی لحظات و در سخت ترین شرایط، امید و اتکای خود را از خداوند قطع نکردند آنان در برابر همه ی مصیبت ها و رنج ها و مشکلاتی که در سرزمین کربلا به وجود آمد، استوار ایستادند و مقاومت نمودند چون تکیه و امید بر خداوند داشتند. توکل بر خدا، یکی از محبوب ترین و باارزش ترین خصوصیات انسانی، نزد پروردگار عالم است.
پیامبراعظم صلی الله علیه و آله و سلم در شب معراج عرض کرد: یا رب ای الاعمال افضل؟ خدایا کدام کار بندگانت بهتر است و نزد تو ارزش دارد؟
«
فقال الله عزوجل: لیس شیءٌ عندی افضل من التوکل علی»
خداوند فرمود: هیچ چیزی در نزد من بهتر از توکل بندگانم بر من نیست.

امید بر پروردگار عامل موفقیت

لازمه ی موفقیت در هر کاری امید می باشد. انسان اگر با امید و توکل، دست به کاری بزند و قدم در راهی بگذارد، به طور قطع موفق می شود. همه سختی و مشقت آن را می پذیرد و پشت سر می گذارد؛ چون امیدوار است، چون به پشتوانه ای محکم دلگرم می باشد که یقین دارد، اگر زمانی لغزش و احتمال شکست هم وجود داشته باشد، از حمایتی قاطع و همه جانبه برخوردار است.
انسان اگر در کارها و اهداف خود، دلگرم و مطمئن به پشتوانه ای چون خداوند باشد، هیچ گاه ناامید و شکست خورده نمی گردد. انسان با توکل بر پروردگار هرگز دلسرد نمی شود.
حضرت سیدالشهداء علیه السلام روز عاشورا وقتی مقابل لشکر کوفه قرار گرفت، ناامید و دلسرد نشد که ما هفتاد و دو نفر هستیم و آنان سی هزار نفر، ما تشنه ایم و آنان سیراب، ما غریب و تنهاییم و آن ها حمایت کوفه و شام را دارا هستند. بلکه امام حسین علیه السلام با خدای خویش مناجات نمود:
«
اللهم انت ثقتی فی کل کرب و رجائی فی کل شدّه»
بارالها تو تکیه گاه من در هر اندوه هستی و امیدم در هر سختی می باشی
از طرفی هم یکی از عوامل شکست فرد در زمینه های گوناگون، عدم وجود تکیه گاهی مستحکم و امیدواری در زندگی است اینکه در دشوارترین شرایط به پشتوانه ای مطمئن دلگرم باشد تا تحت هر شرایطی وی را مورد حمایت خویش قرار دهد از این رو قرآن کریم برای اینگونه افراد راهکاری مناسب ارائه می دهد:
«
و من یتوکل علی الله فهوَ حسبهُ»
هرکس بر خدا توکل کند، او برای وی بس است.
لقمان حکیم به فرزندش نصیحت می کرد و می گفت:
«
یا بنی، توکل علی الله ثم سل فی الناس من ذا الذی توکل علی الله فلم یکفه»
ای پسرم، به خدا توکل کن سپس از مردم بپرس: کیست که به خدا توکل کرده ولی خدا او را کافی نبوده است؟
هرکس که در تمامی امور زندگیش به خداوند تکیه نمود و امیدوار شد، از همه کس و همه چیز بی نیاز می شود. دیگر از هیچ کس و هیچ چیز ترس و هراس ندارد، چون خدا دارد.
و این توکل و امید بر خداست که به یاران امام حسین علیه السلام اعم از پیر و جوان و نوجوان، شجاعت، دلیری و بی باکی از دشمن را می دهد.

توکل رمز پیروزی در کربلا

عمرو بن جناده انصاری، یازده سال بیشتر ندارد و با پدر و مادرش به یاری سیدالشهداء علیه السلام شتافته است. وقتی پدرش به شهادت رسید، بعد از دقایقی محضر امام آمد و عرض کرد: یا اباعبدالله علیه السلام به من هم اذن جهاد می دهی، تا جانم را در راه خدا و امامم فدا کنم و با خونم از اسلام و خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دفاع کنم؟
امام حسین علیه السلام فرمود: پسرم، پدر تو دقایقی قبل به شهادت رسیده است. مادرت داغدار می باشد و دیگر طاقتت داغ فرزندش را ندارد. برو و در کنار مادرت بمان این نوجوان دلیر عرض کرد: آقا جان یا اباعبدالله إنّ امی امرتنی به خدا مادرم به من دستور داده که جانم را فدایت کنم. مادرم گفت: عمرو، درست است که پدرت به شهادت رسیده، اما عزیز زهرا علیها السلام هنوز به یار و یاور نیاز دارد. مبادا تو باشی و حسین علیه السلام غریب و تنها بماند.
این نوجوان یازده ساله، وقتی قدم به میدان جنگ گذارد، بدون هیچ ترسی از خیل دشمن رجزی مردانه سر داد:

امیری حسین و نعم الامیر
سرور فؤاد البشیر النذیر

علی و فاطمه و الداه
فهل تعلمون له من نظیر

امیر من حسین است و چه نیکو امیری
سرور قلب پیامبر بشارت دهنده و انذار کننده

علی و فاطمه پدر و مادر اوست
آیا برای او همانندی می دانید


ادامه مطلب

طبقه بندی: مهدویت، 

تاریخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 | 07:59 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات

از خصوصیات مهم یاران امام حسین علیه السلام که می توان گفت یکی از ضروری ترین نیازهای هر انسانی برای حضور در آخرت است، مسئله حسن عاقبت و سرانجام نیک است.
اینکه انسان در پایان زندگی و عمرش، سربلند و روسفید، با اعمالی شایسته و مورد رضایت خداوند، قدم در سفر آخرت بگذارد.
جنین در شکم مادر برای زندگی دنیا ساخته می شود و سعادت و کمال او در این است که تمام اعضا و جوارحش ساخته می شود و این صحت و سلامتی تا لحظه ای که شکم مادر را ترک می کند و به دنیا منتقل می شود، ادامه یابد.
ما انسان ها نیز در شکم مادر روزگار،‌ برای زندگی در آخرت ساخته و آماده می شویم و سعادتمان در این است که تمام ابعاد وجودی مان در دنیا به سلامت و شایستگی ساخته شود، و این سالم بودن تا لحظه ای که می میریم و به قیامت منتقل می شویم ادامه داشته باشد.
معیار سلامت در هر دو ولادت حسن عاقبت است، اما با هم تفاوتی نیز دارند و آن اینکه اگر جنینی در شکم مادر دچار نقص شود، امکان اصلاح وجود ندارد؛ اما معایب و نواقصی که برای ما در زندگی دنیا بر اثر فساد عقیده و اخلاق، گفتار و رفتارمان، بوجود می آید قابل اصلاح و تغییر است و می توان با عاقبت بخیری به سرای آخرت قدم گذاشت.
کسانی که در کربلا به عنوان حماسه سازان عاشورا مطرح و معرفی شدند و با تمام وجود در راه خدا و امام زمانشان مجاهدت نمودند از ابتدا افرادی پاک و عاری از خطا و گناه نبودند، حتی عده ای بر عقیده و باوری خلاف راه امام حسین علیه السلام قرار داشتند؛ اما زمانی که در مسیر روشن حق قرار گرفتند پایان کاری خوب و سرانجام خیر و نیکی پیدا نمودند. ارزش هر چیز به پایان آن است .

لذا قرآن کریم و ائمه اطهار علیهم السلام، دائماً به پیروان خود راجع به سرانجام کار و عاقبت بخیری تذکر می دهند و توصیه می نمایند. چون عاقبت خوب و سرانجام نیک در تمامی امور به خصوص در پایان عمر بسیار مهم و ضروری است.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید:
«
لکُل امرٍ عاقبهٌ»
برای هر کاری عاقبتی است.
هر شروعی یک پایانی دارد، هر اوجی فرودی پیش رو دارد. هر آغازی، انتهایی دارد و هر بلندی، سرازیری را در پی دارد؛ اما مهم این است که این پایان، فرود، انتها و سرازیری چگونه باشد. لذا خوب شروع کردن، هنر نیست، خوب به پایان رساندن مهم هست. یک راننده وقتی قصد دارد به سمت مشهد برود، اگر از قم و تهران به سلامت عبور کرد، می توانیم بگوییم به مقصد رسیده است؟ نه بلکه زمانی که به مشهد آن هم با صحت و سلامتی برسد می توان گفت رسیده است چون ممکن است تا یک کیلومتری شهر مقصد هم بیاید اما دچار مشکلی شود که نتواند به مقصد برسد.
در طول تاریخ افراد بیشماری بودند که خوب شروع کردند اما به نیکی و خیر تمام نکردند، خیلی ها یا علی گفتند اما تا پایان ایستادگی نکردند. بسیاری از مردم یا حسین گفتند و حتی برای یاری آن حضرت اشک ریختند اما زمان امتحان و عمل که شد، باز ایستادند.

سوء عاقبت کوفیان

وقتی مسلم بن عقیل به کوفه آمد. مردم به هر مناسبتی دور او جمع می شدند. مسلم نیز هر از گاهی نامه ی سیدالشهداء که خطاب به کوفیان بود را می خواند.
«
فلما اجتمع الیه منهم جماعه قرأ علیهم کتابه الحسین علیه السلام و هم یبکون»
هر زمانی که عده ای از مردم جمع می شدند مسلم نامه ی امام را برایشان می خواند و آنان از شوق، اشک می ریختند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مهدویت، 

تاریخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 | 06:56 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات

یکی از خصلت های زیبای یاران سیدالشهداء علیه السلام که رمز موفقیت آنان در کربلا و در تمامی عرصه های زندگی می باشد، یاد خدا در سراسر لحظات عمر است.
آنان اگر تحت هر شرایطی دست از یاری امامشان برنمی دارند و تا آخرین نفس در راه آن حضرت ایستادگی می کنند به این دلیل است که یک لحظه از خدا جدا نیستند، به یاد پروردگار و در راه او قدم برمی دارند.
نقطه مقابل اگر عده ای در برابر امام حسین علیه السلام صف آرایی کرده و دست به هر جنایتی می زنند و هیچ چیزی بر روی آنان تأثیرگذار نیست، دلیل اصلی اش نبود یک خصلت است.
اباعبدالله علیه السلام صبح عاشورا در خطبه ای فرمود:
«
فأنساکم ذکرالله العظیم»
(شیطان) خدای بزرگ را از یاد شما برده است.
خدا را فراموش کرده اند لذا شیطان بر آنان مسلط شده و به سوی گمراهی و ظلمت می کشاند.
به یاد خدا بودن و فراموش نمودن پروردگار تفاوت مهم حماسه سازان عاشورا با جنایتکاران کربلا است.
سیدالشهداء علیه السلام و یاران باوفایش نه تنها قبل از واقعه کربلا بلکه در کربلا و در شب و روز عاشورا نیز از یاد معبود خویش غافل نیستند.

شب عاشورا جلوه ای از یاد خدا

عصر تاسوعا لشکر کوفه به دستور عمر سعد آماده جنگ با سیدالشهداء علیه السلام و یارانش گردید. اباعبدالله علیه السلام جلوی خیمه اش تکیه به شمشیری داده و خوابیده بود. زینب کبری سلام الله علیها وقتی سر و صدای لشکر کوفه را شنید نگران خدمت برادرش آمد و عرض کرد: حسین جان لشکر کوفه به سمت خیمه ها در حرکت است. اباعبدالله علیه السلام قمر بنی هاشم را صدا زد و فرمود:
«
ارکب بنفسی انت یا اخی حتی تلقاهم فتقول لهم مالکم و ما بدا لکم و تسألهم عما جاء بهم»
جانم به قربانت سوار شو و با این ها ملاقات کن و بگو چه می خواهید؟ و انگیزه و هدف آمدنشان را بپرس.
اباالفضل العباس علیه السلام به همراه جمعی از یاران امام به سمت کوفیان آمد و با آن ها صحبت کرد.
لشکر عمر سعد گفتند: از سوی ابن زیاد دستور رسیده که یا بیعت کنید و یا همین الان بجنگید.
حضرت اباالفضل علیه السلام وقتی سخن کوفیان را به امام منتقل کرد، اباعبدالله الحسین علیه السلام فرمود: عباس جان برگرد و اگر توانستی امشب را مهلت بگیر.
چرا امام حسین علیه السلام از دشمنش یک شب را مهلت می گیرد؟ چرا یک شب شهادت و ملاقات با پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام و مادرش زهرا علیها السلام را به تأخیر می اندازد؟
حضرت فرمود:
«
لعلنا نصلی لربنا اللیله و ندعوه و نستغفره فهو یعلم انی اُحب الصلوه و تلاوه کتابه و کثره الدعا و الاستغفار»
برای اینکه ما امشب را به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازیم زیرا خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار را دوست دارم.
شب عاشورا، شبی که فردایش جنگ و شهادت است،‌ یاد خدا در لشکر امام حسین علیه السلام موج می زند و در حساس ترین مواقع و سخت ترین شرایط هم ارتباطی عمیق با خدای خویش دارند.

یاد خدا راه رستگاری

یاد و ذکر خداوند از صفات بسیار مهم و ضروری برای موفقیت در زندگی دنیا و آخرت است و قرآن کریم مرتب به آن سفارش می کند:
«
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکراً کثیراً»
ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را بسیار یاد کنید.
«
و اذکروا الله کثیراً لعلکم تُفلحون»
و خدا را بسیار یاد کنید شاید که رستگار شوید
امیرالمؤمنین علی علیه السلام هم در مناجات شعبانیه از خداوند یاد او را درخواست می کند:
«
الهی و الهمنی ولهاً بذکرک الی ذکرک»
خدایا مرا شیفته و سرگشته یاد خودت فرما

آگاهی یا غفلت نسبت به پروردگار

امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه عرض می کند:
«
نبهنی لذکرک فی اوقات غفله»
در مواقع غفلت به من آگاهی و توجه فرما تا همواره به یاد تو باشم
اینکه انسان در تمامی لحظات زندگی، در شادی و غم، در نشاط و کسالت، در سلامتی و بیماری، در فقر و غنا، در رنج و رفاه خدا را فراموش نکند و همیشه و در همه حال به یاد پروردگار باشد که
«
ألا بذکرالله تطمئن القلوب»
آگاه باشید تنها با یاد خدا دل ها آرامش می یابد
یاران سیدالشهداء علیه السلام اگر ثابت قدم و استوار در راه امام خویش می ایستند و از هیچ چیزی هراس ندارند و به موفقیت و پیروزی نهایی دست می یابند چون همواره به یاد خدا هستند و دلگرم به پشتوانه الهی می باشند.
قرآن کریم می فرماید مردم در این دنیا از دو حال خارج نیستند، گروهی به یاد خدایند و عده ای او را فراموش کرده اند.

1- کسانی به یاد خدا هستند

« فاذکرونی اذکُرکم»
پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم
همانطوری که آنان در همه حال خدا را در نظر گرفته اند، خداوند هم آنان را فراموش نمی کند و در کنارشان قرار می گیرد و مورد عنایت خویش قرارشان می دهد.
موسی بن عمران علیه السلام عرض کرد:
«
یا رب ابعید انت من فأنادیک اُم قریب فأناجیک»
پروردگارا آیا تو از من دوری تا صدایت کنم یا به من نزدیکی تا با تو نجوا کنم؟
خداوند باری تعالی فرمود:
«
انا جلیس من ذکرنی»
من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند


ادامه مطلب

طبقه بندی: مهدویت، 
برچسب ها: امام مهدی، مهدویت،  

تاریخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 | 04:46 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 14 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • هم نفس