تبلیغات
جنگ نرم و دنیای مجازی - مطالب قرآن و پیامبران و احادیث

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

از جمله برداشت های بد و مغالطه آمیز توهمی است که از مفهوم انتظار شکل گرفته است که از مفهوم انتظار شکل گرفته است که انتظار یعنی انزوا، انفعال، بی اعتنایی به حکومت های نامشروع و بی تفاوتی به اصلاح جامعه و بدست گرفتن حکومت و رهبریت سیاسی؛ چون عصر غیبت و انتظار یعنی منتظر ماندن و چشم به راه بودن کسی که او رهبر حکومت است، او مسئول تشکیل حکومت است نه دیگران!

خلاصه انتظار یعنی کناره جویی پارسایانه و بی تفاوتی نسبت به امور جامعه و به قول استاد مطهری، انتظار ویرانگر، بازدارنده، فلج کننده و نوعی اباحی گری انتظار به این معنی یک نوع توکل منفی و سلب مسئولیت از خویش است .مراجعه به روایات باب انتظار و سخنان دانشمندان فرهیخته نشان می دهد که انتظار، مکتب بیداری، اعتراض، قیام و به دست گرفتن نبض جامعه است.
چنین برداشتی از مفهوم انتظار درگام نخست با عقل و سپس با صریح قرآن و روایات و در نهایت با برداشت عالمان فرهیخته، ناسازگار است این جا برخی موارد منافی با این برداشت یادآوری می شود:

عقل

عقل حکم می کند که هرگاه کسی در آرزو و امید و انتظار پدیده ی باشد، برای تحقق و رسیدن به آن پدیده در حد توان و امکان تلاش می کند و گرنه کنار نشستن و بی تحرکی با آرزوی رسیدن به آن پدیده تعارض و ناهمخوانی دارد.

قرآن

إِنَّ اللَّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ
یعنی از نظر قرآن، دگرگونی و تعیین سرنوشت هر قومی در گرو اعمال و موضع گیری های خودشان است و مهم ترین تحول و پدیده ی سرنوشت ساز، زمینه ساز برای ظهور حضرت است که تحقق ظهور بر آن مترتب است.


وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ
یعنی یکی از شرایط گشوده شدن برکات الاهی ایمان و رعایت تقوا از جانب انسان ها است گشوده شدن روزنه ی ظهور حضرت مهدی (ع) برترین برکات الهی است و بر اساس این آیه ایمان تقوا که بعد عملی و رفتاری است از راه ها و زمینه های ظهور حضرت مهدی (ع) است.

روایات

افضل اعمال امتی انتظار الفرج
نظیر این روایت بارها در منابع حدیثی وارد شده است که فضیلت و ثواب انتظار بسیار سترگ و عالی است. عقل حکم می کند که چنین مقامی با انتظار به معنای تلاش و پویایی و حرکت سازگار است.
رسول اکرم (ص) بیزاری و برائت از دشمنان را از ویژگی های یاران امام غایت می داند.
طبرانی و ابن ماجه از رسول خدا (ص) نقل می کنند:
یخرج أناس من المشرق فیوطئون اللمهدی سلطانه
یعنی اولاً قیام حضرت مهدی (ع) بدون مقدمه و آمادگی نیست و ثانیاً این مقدمه سازی دست منتظران است.
در حدیث دیگر، رسول اکرم (ص) یاران و امت آخر الزمان را چنین توصیف می کند:
البته در پایان این امت ( دوره آخر الزمان) گروهی خواهند بود که پاداش آن ها همانند اجر امت اول اسلام خواهد بود. آنها امر به معروف و نهی از منکر می کنند و با اهل فتنه می جنگند.
امام کاظم (ع) نیز استقامت و پایداری در دوستی ائمه (ع) و بیزاری از دشمنان آن ها را از صفات شیعیان در عصر غیبت معرفی می کند.
امام باقر (ع) در پاسخ کسی که می پنداشت تمام امور قیام و یپروزی مهدی (ع) خود به خود و با امداد مطلق الاهی و بدون دخالت و تلاش انسان ها محقق می شود فرمود:
«
هرگز چنین نیست قسم به آنکس که جانم در دست اوست اگر بنا بودی برای کسی کارها خود به خود درست شود همانا برای رسول خدا (ص) چنین می شد.
مفضل بن عمر می گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم امیدوارم کار حضرت قائم به آسانی به نتیجه برسد حضرت فرمود: چنین نخواهد شد مگر این که شما و طرف دارانش در عرق و خون خود، غرق شوید.
امام صادق(ع) درباره ی حداقل آمادگی امت منتظر می فرماید: باید هر کدام از شما در عصر غیبت، خود را برای قیام قائم آماده نمایید حتی با تهیه و تجهیز یک تیر، چون وقتی خداوند ببیند کسی به نیت نصرت و یاری مهدی (عج) اسلحه تهیه کرده است، شاید توفیق درک ظهور او را به او بدهد و او را از یاوران مهدی (عج) قرار دهد.
در کتاب مکیال المکارم انتظار چنین تعریف شده است: و هو کیفیه ی نفسانیه ینبعث منها التهیوء لما تنظره و ضده الیأس فکلما کان الانتظار اشدّ کان التهیوء آکد، ألاتری انه اذا کان لک مسافر تتوقع قدومه ازداد تهیو، ک لقدومه کلما قرب حینه...
امام خمینی می فرماید: اگر دستمان می رسید باید تمام ظلم ها و جورها را از عالم برداریم، تکلیف شرعی ما است منتهی ما نمی توانیم حضرت (مهدی (عج) ) عالم را پر از عدالت می کند، نه شما دست بردارید از این تکلیفتان، نه این که شما دیگر تکلیف ندارید، ما برخلاف آیات شریفه قرآن، دست از نهی از منکر برداریم؟ دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای این که حضرت بیایند. ؟!
استاد مطهری سخنی دارد که نشان می دهد دانشمندان شیعی به حکومت زمینه ساز باور داشته اند. بعضی از علمای شیعه که به برخی از دولت های شیعی معاصر خود حسن ظن داشته اند، احتمال داده اند که دولت حقی که تا قیام مهدی موعود ادامه خواهد یافت، همان سلسله مورد نظر باشد.
استاد مکارم شیرازی برای ظهور و پذیرش حکومت مهدوی، مقدمات و شرایطی را بر می شمرد که نشانگر اقدام عملی و قیام اصولی از جانب دوستداران و معتقدان حکومت مهدی است.




طبقه بندی: مهدویت،  قرآن و پیامبران و احادیث، 

تاریخ : شنبه 31 فروردین 1392 | 10:41 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات

مقدمه

مقایسه ویژگیهای اجتماعی جامعه عربستان قبل از ظهور اسلام که از آن با عنوان دوره جاهلیت نام برده می‌شود با جامعه بعد از آن نشان از تحولی شگرف در ابعاد گوناگون اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد بی تردید این تحول نتیجه وجود قرآن به مثابه قانون و حضور اسوه ماندگار آن یعنی پیامبر اسلام (ص) بوده است فهم چگونگی این تحول تجربه گران سنگی است که همواره می‌تواند مسیر حرکتهای فرهنگی اجتماعی مصلحان را روشن کند. یکی از ویژگیهای شاخص جامعه جاهلی باورها و رفتارهای خرافی است اعتقاد به تأثیر اشیاء بی جان از جمله بت‌ها بر سرنوشت انسان، باور داشتن ارتباطی توهمی‌بین پدیده‌ها همچون ارتباط آینده انسان با نحوه پرواز پرندگان و اعتقاد به سلطه جن بر اندیشه واراده انسان از باورهای غیر عقلانی بود که به مثابه غل و زنجیر انسان دوران جاهلیت را از هر نوع حرکت پیشرو فکری باز می‌داشت. اینکه قرآن با چه شیوه‌ای توانست از باورمندان خرافه گرا آزاد اندیشانی واقع‌گرا بسازد پرسشی اساسی است نگارنده سعی کرده است به این پرسش پاسخ دهد ازاین روی مقاله را در سه بخش چیستی خرافه، سبب شناسی خرافه وشیوه خرافه‌ستیزی قرآن تنظیم کرده و نشان داده است قرآن با تبیین صحیح پدیده‌ها در طبیعت ونسبت بین آن‌ها و با بیان درست جایگاه انسان در هستی و نسبت انسان با خداوند و دیگر مخلوقات عامل ادراکی خرافه را مورد توجه قرار داده و با ترسیم راه‌های برون رفت از نا امنی و اضطراب عامل روانی خرافه را نشانه رفته است بدین ترتیب قرآن مبانی معرفتی و نظری خرافه را به چالش کشیده و با تکیه بر روش مشاهده‌ای و ارایه الگوهای عینی با خرافه مبارزه کرده است.

چیستی خرافه

کاوش درواژه خرافه، و جستار در کاربرد و کاویدن مشتقات آن می‌تواند قرینه‌ای برای فهم بهتر و نشانه‌ای برای رسیدن به تعریف آن باشد.
خرافه واژه‌ای عربی از ریشه «خَرَفَ» به معنای قطع کردن و چیدن میوه است «خَرفت الثمار‌ای قطعتها». به همین مناسبت عربان فصل چیدن میوه یعنی پاییز را «خریف» نامیده‌اند. اگر خَرَفَ درباب «خَرِفَ» به کار رود به معنای فاسد شدن عقل بر اثر پیری است «خَرِفَ الرجلُ، خرفاً‌ای فَسَدَ عقلُهُ لکبره »‌ وقتی یک بیمار به هذیان‌گویی دچار می‌شود و یاوه می‌بافد او را خَرِف، ابله و خَرفان گویند .
برخی گفته‌اند مردی عرب از قبیله جُهینه یا بنی عُذْرَة توسط جنیان ربوده شد چون به میان مردم خود آمد سخنانی اعجاب برانگیز می‌گفت مردم سخنانش را دروغ دانسته تکذیبش کردند و مرد را «خُرافة»‌ نامیدند پس خرافه نام مردی یاوه گو از مردان عرب است .
پاره‌ای از زبان دانان گفته‌اند: خرافه سخن یا اعتقاد باطل، بی اساس، نامربوط و پریشان است .
بعضی دیگر هر سخن دل پسند و جذاب ولی دروغ را خرافه نامیده‌اند.
از پژوهشگران قرآنی برخی خرافه را وهم وخیال  و بعضی دیگر خرافه را باوری بی اساس که با علم، منطق، عقل و واقعیت ناسازگار است دانسته‌اند از این روی معتقدند. سخن تجربه گراها که گفته‌اند هر فکر، مبتنی بر غیر تجربه سخنی غیر علمی‌است مصداقی از خرافه است زیرا با مبانی عقلی ناسازگاری دارد .
در پاره‌ای از تعاریفی که برای خرافه آورده‌اند عناصر جامعه شناختی به چشم می‌خورد برای نمونه گفته می‌شود خرافه پیروی از عقاید باطل و بی اساس است که با درجه فرهنگ و دانش جامعه‌ای که فرد خرافی متعلق به آن است هیچ تناسبی ندارد .
با توجه به آنچه بیان می‌شد می‌توان گفت «خرافه هر باور خلاف حقیقت است » و حقیقت شامل گزاره‌های بدیهی عقلی ، قوانین یقینی علمی و آموزه‌های وحیانی است . در نتیجه رفتار خرافی رفتاری است مبتنی بر باوری که خلاف گزاره‌های بدیهی عقلی و یافته‌های متقن علوم تجربی و مخالف آموزه‌های وحیانی باشد.

1- سبب شناسی خرافه

مراد ما از اسباب خرافه زمینه‌های ادراکی و روانی است که در پیدایش خرافه مؤثرند پیش دانسته این سخن این است که خرافه یک پدیده غیر طبیعی است گر چه اغلب جوامع سنتی وصنعتی در دام خرافه گرفتار شده و می‌شوند اما این بدان معنی نیست که خرافه از عناصر ذاتی جوامع و یا جزءذاتی ذهن آدمی‌است .
هر چند خرافه کار کردهای مثبتی مثل آرامش روانی و تقویت هویت جمعی و اجتماعی دارد اما تاری عنکبوتی بر اندیشه و روان آدمی‌است که او را از راهیابی به حقیقت باز می‌دارد سرابی است که امید کاذب می‌آفریند اما هرگز سیراب نمی‌کند. بر این پایه خرافه باری بر دوش انسان و وبال عقل اوست بایسته است در محو آن کوشش شود، کوشش هدفمند برای محو خرافه در گرو شناخت اسباب پیدایش خرافه است. در اینجا دو عامل اساسی یکی عامل ادراکی و دیگری عامل روانی خرافه را مرور می‌کنیم.
عامل ادراکی : ذهن کاوشگر انسان هیچ پدیده بی علتی را بر نمی‌تابد آدمی‌وسوسه و دغدغه دست یابی به علت‌ها را نیاموخته است جستجوی علت از نیازهای فطری اوست که در فلسفه از آن با عنوان «اصل علیت» یاد می‌کنند . و آن را یکی از قضایای تحلیلی و شناختهای خودمعیار می‌دانند .


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن و پیامبران و احادیث، 

تاریخ : دوشنبه 28 اسفند 1391 | 05:22 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات

1- امام علی علیه السّلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایی اوست .


2- امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد.


3- امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:

با پوشش و حجابی كه برای همسرانت قرار می دهی, چشم آنان را از هوس و حرام بازمی داری, چرا كه حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی حساب و بی رویه زنان جلوگیری كن, زیرا مفاسدی دارد و اگر می توانی, كاری كن كه همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند .


4- حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود كه: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر كرد. رسول خدا فرمود: چرا از او رو می گیری, او كه تو را نمی بیند؟ فاطمه عرض كرد: او مرا نمی بیند, اما من كه او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی بیند ولی بوی مرا كه حس می كند .


5- رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود كه آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یكی از آنجاهایی كه فرشتگان می خندند) زمانی است كه زن بی حجابی و بدحجابی می میرد, و بستگان او را در قبر می گذارند و روی آن زن را با خشت و خاك می پوشانند تا بدنش دیده نشود.

فرشتگان می خندند و می گویند: تا وقتی كه جوان بود و با دیدنش هر كسی را تحریك می كرد و به گناه می انداخت (پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند, ولی اكنون كه مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می پوشانند.


6- در یك روز بارانی حضرت علی(علیه السلام) با پیامبر(صلی الله علیه وآله) در بقیع بودند كه زنی سوار بر الاغ از آن جا عبور می كرد. ناگهان پای الاغ در چاله ای فرو رفت و زن از بالای آن به زیر افتاد. رسول خدا به سرعت روی خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند این زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت كند. سپس فرمودند: ای مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزینید چرا كه از پوشاننده ترین لباس های شماست . و به وسیله ی آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت كنید. (البته باید توجه داشت كه پیامبر, شلوار را به عنوان مكمل پوشش مطرح كردند, نه جایگزین پوشش!) 


7- پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را كه شبیه زن می شوند و زنانی را كه خود را شبیه مرد قرارمی دهند , نفرین كرده است.


8- رسول خدا(ص) فرمودند:سه گروه, هرگز داخل بهشت نمی شوند :1- زنی كه خود را درلباس وحركات وامور دیگر شبیه مرد سازد و...


9- امام علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس لباسی است كه تو را از خدا به خود مشغول نسازد.


10- در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نكنند كه در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود .


11- پیامبر می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی كرده است پس شرم كنید از فرشتگانی كه همراه شما هستند همان گرامیانی كه از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت كردن با همسر .


12- از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) پرسیدند: آیا در تنهایی می توانیم كشف عورت كنیم؟ حضرت جواب دادند: خداوند بیش از مردم سزاوار است كه از او شرم شود. ( سنن ابن ماجه )


13- رسول خدا(صلی الله علیه وآله)فرمودند: خداوند شما را از عریان شدن بازداشته است (بحار الانوار ج. 56) لذا از عریان شدن بپرهیزید.( سنن الترمذی ).


14- حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: وقتی كسی عریان شود, شیطان به او نظر می اندازد و در او طمع می كند پس خود را بپوشانید.( تهذیب )


ادامه مطلب

طبقه بندی: حجاب و عفاف،  قرآن و پیامبران و احادیث، 

تاریخ : جمعه 20 بهمن 1391 | 02:26 قبل از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات

آغاز عصر تجدد در ایران و سپس پیدایی مشروطه، رواج غربگرایی و بسیاری از مسائل دیگر، شماری از متدینین را آشفته کرد. از نظر آنان دنیا گرفتار تغییرات شگفتی شده بود به طوری که ثبات قبلی از میان رفته و مظاهر بیدینی آشکار شده و فساد و تباهی گسترش یافته بود.
زبان مردم در این دوره، منبری‌هایی هستند که در شمار نخستین معترضان به این اوضاع هستند. این اعتراض همزمان با استفاده از مضامین دینی و مذهبی است و یکی از رایج ‌ترین آنها برای اعتراض به وضع حاضر این است که علائم آخرالزمان ظاهر شده است.
آشفتگی های بعد از عصر مشروطه و بعد از آن آغاز جنگ جهانی اول این وضعیت را وخیم‌تر کرد. از یک سو رواج بیدینی و گسترش فساد و از طرف دیگر باز گذاشتن روزنه امید دو سوی یک مشکل هستند که وعده ظهور نزدیک می‌توانست هر دو طرف را توجیه کند.
مؤمنان باید معترض به وضع موجود باشند و در عین حال، امید به نوری داشته باشند که از این روزنه به درون می‌تابد.
جستجو در متون این دوره گاه نمونه‌های خوبی از این منبرهای به دست می‌دهد. کسانی که فریاد ظهور علائم ظهور را سر می‌دهند و برای آن شواهد آورده، از روایات و دیگر قرائن اقامه دلیل می‌کنند.
یکی از برجسته‌ترین این نمونه ها که هم منبری است و هم مؤلف، شیخ محمد واعظ یزدی حایری ـ فرزند اسماعیل ـ است. وی آثاری در خصوص بحث ما دارد که بسیار با ارزش و گویاست. وی کتابی با عنوان « تباشیر المحرورین » به فارسی دارد که طبع دوم آن در سال 1332 قمری در کربلای معلی در مطبعه الحسینی به انجام رسیده است.
گفتنی است بر اساس آنچه روی صفحه اول آمده، وی ملقب به صدرالواعظین بوده و قید شده است که این لقب از سوی حضرت حجت (ع) به مؤلف داده شده است «الملقب من ناحیة الامام علیه السلام».
این اثر در پی چند اثر دیگر او نگاشته شده و همگی آنها مبحث ظهور و قریب الوقوع بودن آن را بر اساس شروطی که به عنوان علائم الظهور در روایات آمده و نیز با استمداد از مکاشفات دانیال در تورات که منبع اصلی این قبیل پیشگویی‌هاست، مطرح کرده است.

 چند نکته از مقدمه کتاب

 اما آنچه در مقدمه این اثر آورده است، حاوی این چند نکته مهم است:
اولا ظهور نزدیک است، زیرا تا این زمان، 1075 سال از غیبت گذشته است. پنج سال آن حضرت حجت (ع) همراه پدرش امام عسکری (ع) بوده و 70 سال هم در غیبت صغری بسر برده است. اکنون هزار سال است که اصل غیبت واقع شده و بدین ترتیب نوعی نگاه هزاره گرایانه در ذهن مؤلف بوده است.
ثانیا این که فساد و تباهی همه جا را گرفته است. به نظر وی فساد از وقتی در ایران آغاز شد که ناصرالدین شاه از سفر فرنگ بازگشت و به دنبال آن پای روس و انگلیس در تهران باز شد و کلیساها ساخته شد و فواحش رسمیت یافتند. این مسأله نه فقط در ایران بلکه در کربلا هم که شهرتش همپای مکه است، شیوع یافته است. شراب فروشی و زنا دو پدیده ای هستند که به نظر وی محک ظهور فساد و تباهی هستند.
ثالثا این که ظهور حتما در این دو سه سال یعنی بین 1332 ـ 1335ق رخ خواهد داد. وی می گوید بر اساس محاسبه ای که آن را بر اساس مکاشفات دانیال انجام داده، ابتدا تصور می کرده ظهور باید در سال 1329 ق باشد، اما بعدا دریافته است که یک «واو» را محاسبه نکرده است. «واو» در حروف ابجد، عدد 6 را نشان می دهد و جمع آن با تاریخ پیشگفته یعنی 1329 سال 1335 را نشان می دهد. بنابرین وی تأکید داد که ظهور در همین دو سه سال اتفاق خواهد افتاد، هرچند تردیدی دارد که این ظهور، ظهور خود آقا خواهد بود یا آن که فرجی دیگر حاصل خواهد شد.
در اینجا ابتدا مقدمه وی را آورده و سپس عناوین فصول دهگانه کتاب را ارائه خواهم داد. باشد تا ان شاءالله فرصتی برای تصحیح نهایی تمام متن فراهم آید.

 مقدمه مؤلف در باره قریب الوقوع بودن ظهور و علائم آن

 کافه و عامه انام را مخفی و پوشیده نماند، سیما فرقه ناجیه و فئه زاکیه از هفتاد و سه فرقه از امت حضرت خیر الانام که سیرت الهیه حضرت احدیت ـ جلّ جلاله ـ بر این جاری و ساری گردیده و حکمت الهیه‌اش چنین اقتضا کرده است که عبّاد و بندگان خود را اختبار و آزمایش و امتحان فرماید، و قسمی از اقسام امتحاناتش این که حجت و خلیفه خود را مخفی و پنهان می دار،د و چنین زمانی را فترت گویند، و این قسم امتحان در امت های سلف مکرر واقع گردیده، و آنچه در اخبار از ائمه اطهار علیهم السلام است، مخفی بودن و غیبت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به قدری که تمام انبیاء غایب و پنهان بوده اند، باید برابر گردد، و اینک از عمر مبارک بقیة الله هزار و هفتاد و پنج سال [می گذرد]. پنج سال با پدرش امام حسن عسکری علیه السلام. هفتاد سال غیبت صغری. هزار سال از غیبت کبری.
و آنچه از اخبار و احادیث ظاهر و فهمیده می شود، قرب و نزدیک بودن ظهور آن حضرت است، زیرا که تمام این فتنه ها و فسادها و خرابیها که امروز ظاهر و باهر است، در اخبار و احادیث هست، و خبر داده اند که وقتی که چنین شد، باید متوقع و منتظر بوده باشید، و بسیاری از آنها را در «سفینه الامان» و «امتحان المؤمنین» و «مبشر الشیعه» تحریر نموده ایم.
و ظهور اختلاف در هزار و دویست و شصت بود، و ظهور کفر در اسلام و اختلاط کفر و اسلام در سالی که ناصرالدین شاه از فرنگستان برگشت، و راه آمدن و توطن نمودن روس و انگلیس در طهران باز شد، و عمارتها و کلیسیاها به جهت خود بنا کردند در طهران، و بروز و ظهور منکرات و محرمات در امامیین بود، هزار و دویست و نود و نه بود که مبلغی قرار شد زنهای زانیه به دیوان اعلی بدهند که دیوان متعرض ایشان نشود تا آن که کشید به اینجا که کشید، و رسید به ا ینجا که رسید که در کربلای معلی که منتظر نصف خلق روی زمین است، و می توانم بگویم که شهرتش با مکه معظمه مساوی است بل افزون یهودان بغدادی شراب می فروشند،و کسی مانع نیست و زن های فاحشه بر سر راه زوار و غیره آمد مردم را به خود دعوت می کنند،و شبها آشکارا در کوچه ها مانند حیوانات سفوه  می نمایند

اینک گوییم امید فرج از برای شیعی مذهبان در این دو سه سال قوی است،و اخبار بسیار دلالت بل صراحت دارد تا سی و پنج [1335] لکن این فرج، ظهور خود حضرت است یا قسمی دیگر،هنوز صریحا نتوان گفت. و از جمله آنهاست آنچه در کتاب دانیال است که تاکنون به طور دقت آن را ملاحظه نکرده بودیم.


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن و پیامبران و احادیث، 

تاریخ : سه شنبه 17 بهمن 1391 | 09:42 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات

رای رشد یك نفر ، هم قانون می‌خواهیم و هم الگو . لذا حضرت رسول  فرمود : « إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ »
انسان موجودی است الگو پذیر، ذاتا انسان خودش را دوست دارد و قهرمان پروری یك غریزه‌ای است در انسان. منتهی مهم این است که الگوی ‌ما چه كسی است؟
"
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ " .اسوه یعنی مدل ، الگو . ما دو تا كلمه اسوه در قرآن داریم . یكی اسوه درباره شخص رسول اكرم (ص) ، یكی هم درباره حضرت ابراهیم . رهبری آسمانی اسوه است و لذا گفته‌اند فعل و گفته ی امام و حتی سكوت امام حجت است و اگر شما میوه‌ای را خوردید و امام دید و سكوت كرد سكوت امام یعنی اینكه میوه حلال است ..
اگر امام پایش را در جائی گذاشت معلوم می‌شود كه این ملك ورود در آن حلال است ، انسان نیاز به الگو دارد . خداوند هم كه بشر را خلق كرده است ، اگر رهبر تعیین نكند كم لطفی است ، قانونی داریم به نام قاعده لطف ؛ معنایش این است خداوند از این خلفت هدفی داشته . آفرینش با هدف است  . اگر آفرینش باهدف است پس این هدف چیست و می‌توان به این هدف رسید  و چه كسی باید هدف را بیان كند . یك حركت ، لوازمی دارد. حركت مقصدی می‌خواهد . حركت وسیله می‌خواهد  .حركت رهبر می‌خواهد و توی این سه تا ، رهبر از همه مهمتر است . چون اگر رهبر نباشد هم وسیله بی جهت بكار گرفته شده و هم مقصد را گم می‌كنیم . به همین خاطر قرآن روی رهبر خیلی مایه گذاشته است .
صدها آیه در قرآن درباره رهبری است ، خداوند به پیغمبر گفت : « وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ » . یا در غدیر خم رهبر بعد از خودت را معرفی كن و یا اگر رهبر را تعیین نكنی اصلا رسالت الهی را نرساندی .
در جامعه ی امروزی هم رهبری در پیشبرد دین و اسلام بسیار مهم است و دشمن هم در صدد است همین رهبری را از مردم بگیرد .
در جامعه اگر رهبر دینی باشد ، خدا مطرح می‌شود ، اگر رهبر باشد قانون نبوت احیاء می‌شود بنابراین روی مساله رهبری قرآن و روایات خیلی عنایت دارد و تمام زور طاغوت هم شكستن رهبری است .
حكومت امام زمان سه مشخصه دارد.

 1-  عصمت، رهبری معصوم 2- قانون خدا 3- حكومت مستضعفان «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ». ترس و اعدام طاغوتیان ، حضرت مهدی كارنامه‌اش این است . مسأله ترویج عبودیت و بندگی خدا ، این شرح وظایف امام زمان است .
اطاعت و رهبری در قرآن :
در قرآن یك آیه داریم  ؛ اول سه شاخه دارد ، بعد 2 شاخه می‌شود و بعد 1 شاخه می ‌شود :
قرآن می‌فرماید: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً »  .یعنی سه تا كار انجام بدهیم  .اطاعت كنید از خدا و رسول خدا و « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ » اگر اختلافی توی شما افتاد « فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ » مراجعه كنید به الله و رسول و در آخر می‌گوید « إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ »  .این آیه می فرماید : ‌ای مردم اطاعت كنید از خدا و رسول و اولی الامر اگر اختلاف شد مراجعه كنید به خدا و رسول بعد می‌گوید ، اگر ایمان دارید به خدا . از این معلوم می‌شود كه همه مسیرها آخرش  به الله می‌رسد .
پیداست همه اینها یكی است در آخر خط اول الامر مراجعه به رسول است و مراجعه به رسول مراجعه به خداست. رهبر الهی ما را به سمت خدا می‌برد .
وظیفه ی ما چیست ؟
وظیفه ی ما بیعت است .ما كه بحث رهبری را می‌كنیم به خاطر این است كه آمدن حضرت مهدی(ع) یك مقدماتی می‌خواهد.
 
پیغمبر یك مرتبه به مدینه نیامد . اول مسعب را فرستاد و مسعب یك جوانی بود ، گفت برو ببینم مردم با تو چه می‌كنند.
امام حسین وقتی می‌خواست به كوفه برود  اول حضرت مسلم را فرستاد . واقعاً اگر ما كه می‌گوییم : یا حجه ابن الحسن عجل علی ظهورك  با امام چه كردیم ، با انقلاب چه جور رفتار می کنیم ؟!
حكومت امام زمان سه مشخصه دارد

1-  عصمت، رهبری معصوم 2- قانون خدا 3- حكومت مستضعفان «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ». ترس و اعدام طاغوتیان ، حضرت مهدی كارنامه‌اش این است . مساله ترویج عبودیت و بندگی خدا ، این شرح وظایف امام زمان است .
 
خدا به ما خیلی چیزها چیز داده است یك كلمه می‌گوئیم «أَطیعُوا اللَّهَ» روشن است «أَطیعُوا الرَّسُولَ» روشن است «أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ» هم روشن است. اولی الامری كه كنار الله و رسول است باید كارش هم كنار الله و رسول  باشد .اولی الامری كه كنار رسول است باید كارش هم مثل خدا و رسول باشد .
 
یك حركت ، لوازمی دارد. حركت مقصدی می‌خواهد . حركت وسیله می‌خواهد  .حركت رهبر می‌خواهد و توی این سه تا ، رهبر از همه مهمتر است
باید بدانیم كار حضرت مهدی چیست؟
حكومت مستضعفان ، اعدام طاغوتیان ، قانون الهی را پیاده كردن ، زندگی را روی سادگی بردن . اینها كارنامه حضرت مهدی(ع) است و بدانیم كه حضرت مهدی نوشته است : زمانی كه من نیستم مجتهد عادل و هر كس كه مجتهد عادل را رد كند انگار كه مرا رد كرده است و كسی مرا رد كند خدا را رد كرده است .
و قرآن می‌فرماید: بیعت با رسول ،بیعت با خداست ، « مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ » .
روایت داریم كه حضرت مهدی كه می‌خواهد تشریف بیاورد : « یُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ وَاحِدَةٍ » یك شبه خدا كارش را درست می‌كند یعنی همه مقدمات آماده می‌شود .
انشاءالله که بتوانیم با اطاعت از خدا و رسول و اهل بیت و یاری کردن رهبرمان گامی به سوی جامعه ی مهدوی بر داریم
.




طبقه بندی: قرآن و پیامبران و احادیث، 

تاریخ : سه شنبه 26 دی 1391 | 07:21 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 22 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • هم نفس