تبلیغات
جنگ نرم و دنیای مجازی - شبیخون فرهنگی باربی (بخش دوم)

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

باربی و آزادی

آزادی، برای رشد استعدادهای انسانی ارزشمند است و اسلام مدافع آن است؛ ولی این مفهوم آزادی در غرب نیست، زیرا آزادی در غرب، به معنای رهایی همه تمایلات انسانی است و آزادی دادن به زن، یکی از مراتب آن است؛ اما در اصل این آزادی، برای بهره مندی آسان تر مردان از جنس زن است. باربی، مبلغ چنین آزادی های پست و سخیفی است.او بی هیچ چشم داشتی و به راحتی در داستان ها، کارتون ها، و فیلم ها، خود را در معرض تمایلات جنسی مردان قرار می دهد و بی بند و باری را به کودکان آموزش می دهد.

 

باربی و غرب زدگی

غرب زدگی بر خود باختگی و بی هویتی استوار است که دو راه در آن موءثر است، گاهی انسان خود به سراغ غرب می رود و فریفته آن می شود و گاه غرب به سراغ انسان می آید و هویتش را به تاراج می برد. باربی مانند گلوله ای است که از سوی غرب شلیک شده و با خیل عظیمی از محصولات وابسته، زندگی غربی را ترویج می کند و کودکان را نسبت به هویت و فرهنگ خود بی اعتماد می سازد.

 

باربی و مصرف گرایی

مصرف گرایی به مصرف خارج از حد و الگوی مناسب گفته می شود که غرب، مهد مصرف گرایی است و زن نقش دوگانه ای را ایفا می کند. او هم به مصرف گرایی مبتلاست و هم مبلغ آن است. باربی که زاده این فرهنگ است، در مصرف گرایی غوطه ور شده است. او کودکان را به مصرف گرایی می کشاند؛ اما نه مصرف کالاهای بومی خود آنها، بلکه مصرف الگوی تجمل گرای غرب را ترویج می کند. باربی و محصولات جانبی آن، مصرف کردن را یک ارزش و هدف برای کودکان قرار می دهند.

 

باربی و اخلاق جنسی

دو پرسش اساسی در این باره مطرح است: باربی متکفل کدام نوع از اخلاق جنسی است؟ آیا اهداف خاصی را دنبال می کند؟

پاسخ پرسش نخست این است که باربی به تبلیغ اخلاق جنسی غرب می پردازد؛ اخلاق افسار گسیخته ای که هیچ گونه محدودیتی در روابط جنسی ندارد. اگر باربی در نهایت بتواند، جوانانی از سنل مایکل جکسون پرورش دهد، بی شک وظیفه خود را به خوبی انجام داده است. او با لباس های دو تکه و نیمه عریان، آرایش های غلیظ، روابط نامشروع یا قصه ها، کارتون ها، و عکس های مستهجن، زیرکانه و جذاب، از امور جنسی قبح زدایی می کنند و ذائقه دختران جوان را به سوی اباحه گری می کشاند.

اما در پاسخ پرسش دوم باید گفت، نهادینه کردن فرهنگ برهنگی و فاسد کردن ملت ها که در نهایت، استعمار آنها را به دنبال دارد، از اهداف اشاعه اخلاق جنسی غرب است.آنها با رواج فرهنگ ضد اخلاقی غرب، توانستند تمدن اسلامی اندلس را از پای در آورند. اکنون نیز از همین حربه، بر ضد کشورها، به ویژه کشورهای اسلامی بهره می گیرند که باربی یکی از عناصر این تبلیغات است و حتی صدای خانواده های غربی را هم در آورده است.

 

رقبای ایرانی باربی

این نکته اهمیت دارد که تا به این لحظه هیچ کشور و ملتی نتوانسته است، در برابر باربی، رقیبی ماندگار و جدی بتراشد و در این عرصه شکست نخورده باشد که از آن جمله می توان، به «عروسک سندی» در انگلیس اشاره کرد. دارا و سارای ایرانی نیز در این عرصه مغلوب شد.

فکر تولید عروسک هایی با ویژگی های ایرانی اسلامی تازگی ندارد و در واقع از مدتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری روحانیون، همواره از اینکه کودکان ایرانی با عروسک های بی حجاب یا بدحجاب غربی و در رأس آنها عروسک بلند بالا، با موهای بور و لباس های کوتاه، یعنی «باربی» بازی می کنند، گلایه داشته اند؛ به ویژه اینکه تصور بر این است که باربی، عروسکی امریکایی است و نمونه ای از یک نوجوان کاملا غربی!

دارا و سارا، برای مقابله با این تهاجم فرهنگی، یعنی باربی وارد بازار شدند؛ اما این عروسک ها از کجا آمدند و اینکه آیا توانسته اند در مقابل این تهاجم موفق عمل کنند یا نه، بحثی است که به آن می پردازیم.

این دو عروسک که گفته شده، مدلی از دو کودک ۸ ساله کاملا ایرانی و اسلامی اند، حجابشان کامل است و لباس محلی به تن دارند و آمده اند تا با همکاری هم، خود را در دل بچه های ایرانی جا کنند و جلوی تهاجم فرهنگی گسترده را بگیرند. اینها عروسک های ملی ما نام گرفته اند و این، پس از خودروی ملی، دومین محصولی است که بیشتر دوست دارد، ملی باشد تا یک تولید داخلی.

طراحی این دو عروسک در داخل کشور انجام شد و پس از قالب ریزی های اولیه و رسیدن به فرم کلی، برای تولید انبوه به کشور چین رفت. در آنجا دست ها و پاها و بدنه تولید شد و زحمت مونتاژ آن بر گردن ایران افتاد. آنان را رنگ کردند و لباس های محلی پوشاندند و سارا و دارا، راهی بازارهای اسباب بازی ایران شدند؛ اما رقبای زیبا، بزرگسال، و پرطرفدار این خواهر و برادر، سال هاست که جا خوش کرده اند و آمدن این دو را به هیچ گرفته اند.

نکته قابل توجه اینجاست که چرا چین، سازنده عروسک هایی است که ایران آن را برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب به کار می برد؟ آیا چین اینجا هم رقیب امریکاست؟

عروسک های ملی ما در چین ساخته شدند. چرا ؟ یک عروسک برای داشتن قابلیت تحرک مفاصل، به اسکلت نیاز دارد که با استفاده از آن مفاصل، زانو، کمر، گردن، آرنج ها، کتف ها، و لگن را کاملا به حرکت در آورد. برای شبیه سازی حرکات بدن یک انسان، این حداقل اتصالات است، و از آنجا که به تأیید بسیاری متخصصان، ایران فاقد تکنولوژی ساخت این اسکلت است، می توان حق را به آنان داد تا از کشور دیگری برای ساخت آن کمک بگیرد؛ اما نکته اینجاست که این دو عروسک، به جز قدرت مانور محدود، آن هم به حالت دورانی، در مفاصل لگن و کتف و گردن، ویژگی دیگری ندارند. در ضمن ساخت این گونه مفاصل از عملیات ساده و ابتدایی تولید یک عروسک به حساب می آید و یک عروسک ساز در این باره می گوید که تکنولوژی ساخت مفاصل دارا و سارا در ایران قابل اجرا بوده است، پس دلیل تولید این عروسک ها در چین چیزی غیر از توانایی و تکنولوژی لازم برای ساخت آنها در ایران است. طبق گفته آقای مجید قادری، مدیر سرگرمی های سازنده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، «تولید این عروسک ها با کیفیت پائین در داخل کشور، کانون را مجبور به انعقاد قرارداد با تولیدکنندگان کشور چین مجبور کرد!» به گفته قادری، هیچ یک از شرکت ها و کارخانجات ایرانی نتوانستند، کیفیت مورد نظر ما را به دست آورند؛ عروسک های تولیدی آنها فرم و شکل مورد نظر را نداشتند یا رنگ، شکل، شمایل، بو، یا دوخت موی نامناسبی داشتند. به همین دلیل با چندین شرکت خارجی از اروپا تا آسیا مکاتبه کردیم. در نهایت یک شرکت چینی که ۹۰ درصد تولیداتش را به کشورهای اروپایی و امریکایی صادر می کرد، توانست رضایت ما را جلب کند.

ولی این تناقض بین ملی بودن و مونتاژ بودن در اذهان وجود دارد و هنوز حل نشده است؛ ولی کانون فکری کودکان و نوجوان می گوید: «تولید این عروسک در خارج کشور با ملی بودن آن منافاتی ندارد، چون هدف ما از ملی بودن یک عروسک، چیزی غیر از تولید آن در داخل است».

اما نکته جالب تر اینکه که عروسک ملی ایرانی و رقیب کهنه کار امریکایی اش، در یک کشور، یعنی چین ساخته می شود.

قادری علت ساخت عروسک ملی را بر دو عامل کلی استوار می داند :

1- جلب توجه مسئولان کشور که تا این لحظه نگرشی خنثی به تولید اسباب بازی داشته اند.

2- برای مقابله با عروسک های خارجی که به طور قاچاق به کشور وارد می شوند و با استفاده از غفلت مسئولان،خلا موجود را پر کرده اند که این امر موجب لطماتی چون روی آوردن دختران به عروسک های خارجی خواهد شد و عواقب وخیمی به دنبال خواهد داشت. (به گفته یک فروشنده، چنین عروسک هایی، این عروسک های ساخت چین، رسما از طریق گمرکی و از مسیر بنادر جنوبی کشور توسط لنج ها از دبی می آیند و تا کنون در باره ممنوعیت فروش چنین عروسک هایی کسی چیزی نگفته است و چون مشتریان خاص خود را دارد، ما هم آنها را عرضه می کنیم.)

در کنار عرضه عروسک های ایرانی دارا و سارا که برای رقابت با عروسک های خارجی (باربی) بود، محصولات فرهنگی دیگری با این نام و نشان تولید می شود، از جمله لوازم التحریر، سرویس اتاق کودک، سرگرمی های کودکان و تنقلات با نشان دارا و سارا و استقبال مصرف کنندگان، موجب تولید بیشتر کالاهای جانبی و تنوع آنها شده است. از سوی دیگر، اگر عروسک های دارا و سارا با عدم استقبال روبرو می شد، فروش کالاهای جانبی آن نیز افت می کرد. اما این صحبتی است که باقری مدیر روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به آن معتقد است.

«دارا و سارا به سیما می آیند»: عروسک های دارا و سارا که از آنها به عنوان عروسک های ملی ایران یاد می شود، قرار است به زودی در یک فیلم سینمایی حضور داشته باشند. در ضمن مجموعه تلویزیونی دارا و سارا چندی پیش ساخته شد.

ظاهر شدن دارا و سارا به صورت های مختلف، به عنوان مثال روی لوازم التحریر و، شرکت در فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی و قرار گرفتن در نقش های مختلف و مورد دلخواه بچه ها، از جمله سیاست ها برای نفوذ این عروسک ها در کودکان و دور کردن آنها از عروسک های غربی باربی است.

آیا عروسک های دارا و سارا توانسته اند، موفق عمل کنند و هدف مورد نظر را تامین کنند؟

موفقیت دارا و سارا و تامین هدف های مورد نظر در گرو پذیرش آنها از جانب کودکان و نوجوانان، به ویژه دختر بچه ها است؛ اما آن گونه که از شواهد پیداست، این عروسک ها نتوانسته اند خود را در دل دختران ایرانی جا کنند ، دارا و سارا هنوز مخاطب مناسبی را جذب نکرده اند و در انتقال و عرضه اهداف سازندگان آن ناموفق بوده اند. علت چیست؟

دلائل متعددی می توان برای این موضوع بیان کرد: مسئله اصلی که موجب می شود، یک دختر بچه به سمت یک اسباب بازی یا عروسک کشیده شود، جذابیت و زیبایی آن است، و در بین آنها عروسکی را انتخاب می کند که زیباتر و جذاب تر باشد؛ اما متاسفانه هنوز عروسک باربی، بیشتر از دارا و سارا برای کودکان ایرانی نمایان است. شکل، اندازه، رنگ و دیگر فاکتورهای اعمال شده در ساخت دارا و سارا در مقایسه با عروسک باربی، از جذابیت کمتری برخوردار است و این خود در نهایت موجب انتخاب باربی در مقابل آن از سوی کودکان است. این عروسک ها صورت زمخت، با چربی های بیش از حد و کاملا غیر طبیعی دارند؛ در حالی که باربی صورتی ظریف، زیبا و دوست داشتنی دارد. حتی اگر سارا و باربی را در مقابل دارایی که نماینده یک ایرانی با غیرت است، گذاشته شود، دارا با کمال میل و رغبت، باربی را به عنوان خواهر و اگر نشود، به عنوان همسر قبول خواهد کرد.

لباس هایی که بر تن دارا و سارا دیده می شود، از زندگی معمولی ما ایرانی ها دور است ؛ در صورتی که بر تن عروسک های باربی، لباس هایی دیده می شود که در غرب رایج است و اصلا جزو فرهنگ آنها است. در ایران به ندرت کسانی را پیدا می کنیم که در زندگی روزانه شان، لباس های محلی به تن کنند و با آن به سرکار و بیرون بروند.

نکته دیگری که حداقل به لحاظ بازاریابی و جایگزینی دارا و سارا به جای باربی می بایست به آن توجه می شد، قیمت آن است که باید از هر عروسک باربی نازل تر تعیین می شد، تا خریدار خود را می یافت. متأسفانه آن قدر قیمت این دو عروسک بالا تعیین شده است که اغلب از انواع بهترین عروسک های باربی نیز گران تر تمام می شود و تمایل به خرید خریداران را کم کرده است و عمده علت بیان شده توسط خانواده ها برای نخریدن آنها، همین موضوع است. جالب اینکه کودکی درباره عروسک های دارا و سارا، نامه ای به روزنامه ای فرستاده بود، با این مضمون که من نمی توانم عروسک دارا و سارا بخرم، چون آنها خیلی گران هستند و پدر و مادرم به خرید آنها راضی نمی شوند و در ضمن این عروسک ها جذابیتی ندارند و فقط لباس های محلی پوشیده اند. به نظر من، اگر بتوانید قیمت آنها را کمتر کنید و لباس های محلی همان شهر را تنشان کنید، خیلی بهتر است.

ضعف در تبلیغات نیز می تواند، دلیلی دیگر برای عدم موفقیت این دو عروسک باشد.

عروسک های دیگری نیز امروزه در مقابل باربی قد علم کرده اند که از جمله آنها می توان، به فولا (عروسک عربی) اشاره کرد که برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی غرب تولید شده است. موفقیت فولا برای این هدف، بیشتر از دارا و سارای ایرانی بوده است. این عروسک حجاب دارد و به قولی، از نوک سر تا انتهای پایش پوشیده است. این عروسک بر خلاف باربی، دوست پسر ندارد و نخواهد داشت و بر خلاف باربی، لباس های عریان نمی پوشد، این عروسک طوری طراحی شده که محجوب به نظر برسد؛ اما چرا فولا توانست، وارد حریم کودکانه دختربچه ها شود؟ پدران و مادران عرب پس از به بازار آمدن فولا، سریعا این عروسک را برای بچه های خود خریداری کردند و جالب اینکه بچه ها هم به راحتی این عروسک را قبول کردند و راحت با این خانم محجوب ارتباط برقرار کردند. (بر خلاف دارا و سارای ایرانی) این موجب می شود که فولا الگوی خوبی برای دختران عرب باشد و دختر بچه ها از همان بچگی یاد بگیرند که چطور حجاب داشته باشند!

عروسک دیگری که در مقابل باربی وارد بازار شده، عروسکی است که «رضانه» نام دارد. هرچند این عروسک از جذابیت باربی برخوردار نیست؛ اما در مقابل دارا و سارای ایرانی قابل توجه است. از نظر رئیس این شرکت، آنچه رضانه را از رقبای خود پیش می اندازد، تقاضای جهانی آن برای کودکان مسلمان است.

 

نتیجه

ایران هم از دیگر نقاط دنیا مستثنا نبوده و نیست. سر و کله باربی بی هیچ هیاهو در شهرهای مختلف ایران پیدا شد و در میان کودکان ایران جایی برای خود باز کرد. همان طور که انتظار می رفت، این عروسک همانند دیگر تولیدات پرفروش نسخه برداری شد؛ نسخه هایی ارزان قیمت نسبت به نوع اصلی.

در تهران بزرگ، در هر فروشگاه اسباب بازی، می توان باربی را یافت: در جایی ارزان و غیراصل و در جاهای دیگر گران و اصل. حتی مغازه کوچکی در یکی از خیابان های شمال تهران به عرضه اختصاصی باربی و محصولات جانبی آن پرداخت.

حالا دارا و سارا از چین آمده اند. فکر کنیم قرار است به مقابله با باربی، و کپی های خوش ساختش بروند و این به معنای ارائه کالا با کیفیت بالا و بهای کم برای توانایی مقابله است. عرصه مبارزه به همین جا ختم نمی شود، چون دارا و سارا در اولین توقفگاه برون مرزی خود، یعنی همان کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای مسلمان نشین، با رقبای سرسخت و کهنه کاری روبرو می شوند که ساخته اسرائیل هستند؛ عروسک الکساندرا که مدتی پیش با شمایل یک دختر خردسال مسلمان، به کشورهای عرب آمده بود و ایده دختر مسلمان بودن یک عروسک را تا حدودی کهنه کرده است، می توان گفت جای دارا و سارا را مدتی پیش از تولدش به تصرف درآورده است. سارا دیگر نمی تواند به صرف مسلمان بودن، جای آنها را تنگ کند، چون به نظر جایی ندارد.روی هم رفته دارا و سارا باید به دنبال کسب محبوبیت میان کودکان ایرانی باشد و رقبای اصلی خود را خانواده باربی، کپی هایشان و عروسک های شخصیت های کارتونی بدانند. البته دست اندرکاران تولید این عروسک ها معتقدند که هدف اصلی مبارزه نیست، بلکه تا حدی به رقابت معتقدند.




طبقه بندی: جنگ نرم، 

تاریخ : چهارشنبه 14 اسفند 1392 | 10:23 قبل از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • هم نفس