تبلیغات
جنگ نرم و دنیای مجازی - چرا برای امام حسین (علیه السلام) گریه می کنیم ؟ (بخش دوم)

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

5- غم و اندوه: گریه از روى غم واندوه نیز یکى از گریه‏هاى طبیعى انسان است که به هنگام از دست دادن عزیزى یا به خاطر از دست دادن مقام و موقعیتى ویا به خاطر گرفتارى به مصیبتى، غم و اندوهى به انسان دست میدهدو براى این که دل خود را سبک کند گریه سر میدهد و این نوع افراد که دلشان شکسته است به هنگام سوگوارى امام حسین (علیه السلام) بیش از همه گریه میکنند چه بسا از شدت گریه غش کنند ولى آیا این نوع گریه را میتوان به حساب امام حسین (علیه السلام) گذاشت؟ هرگز نه.
6- گریه جدائى و فراق: نوع دیگر گریه، گریه فراق است که به خاطر دورى و جدائى از عزیزى حالت گریه به انسان دست میدهد امام حسن مجتبى (علیه السلام) به هنگام جان دادن، بیتابى میکرد. بعضى از عیادت کنندگان از علت آن پرسیدند امام مجتبى با صداى ضعیف فرمود: براى دو چیز گریه میکنم: هول مطلع، فراق دوستان. 
پر واضح است که گریه بر امام حسین و شهیدان کربلا از این نوع گریه نیست.
7- گریه‏هاى شوق گریه‏هاى لایق حسین (علیه السلام): گریه شوق گریه مادرى است که از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش پس از چندین سال سرزده میشود و از شوق گریه میکند. قسمت زیادى از حماسه‏هاى کربلا شوق آفرین و شور انگیز است وبه دنبال آن سیلاب اشک شوق به خاطر آن همه رشادتها فداکاریها شجاعتها آزادمردیها و سخنرانیهاى آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر، بى اختیار از دیدگان شنونده سرازیر میگردد، آیا این گریه دلیل بر شکست است؟!
8- گریه پیوند هدفگاهى قطرات اشک پیام‏آور هدفهاست، آنها که میخواهند بگویند با مرام امام حسین (علیه السلام) همراه و با هدف او هماهنگ و پیرو مکتب او هستیم، ممکن است این کار را با دادن شعارهاى آتشین، یا سرودن اشعار و حماسه‏ها ابراز دارند، اما گاهى ممکن است آنها ساختگى باشد ولى آن کسى که احیانا با شنیدن این حادثه جانسوز قطره اشکى بریزد، صادقانه تر این حقیقت را بیان میکند این قطره اشک اعلان وفادارى به اهداف مقدس یاران امام حسین و پیوند دل و جان با آنهاست مسلماً این نوع گریه بدون آشنایى با متعالى او ـ ممکن نیست.
پس گریه بر حسین (علیه السلام) اشک ریختن بر مرده نبوده و از روى خوارى ودرماندگى وعجز وزبونى، غم و اندوه نیز نمیباشد بلکه آن فقط دلیلى است که نداى حق طلبان را به گوش جهانیان رسانیده و زنگ خطر را براى باطل و اهل آن صدا درمیآورد و صاعقه‏هائى است که بر روى سر سرکشان و ستمگران در هر زمان و در هر مکان فرو میریزد وشاهد صادق و گواه زنده‏اى است از اخلاص در راه حق و دشمنى با بیداد و ستم و بزرگداشتى است براى فداکارى و حق ودلیرى وانجام وظیفه ونهراسیدن از مرگ و تکریمى است براى امتناع از قبول ظلم و شکیبائى درمحنت و سختیها.
به قول علامه مغنیه: کسانى که درمجالس تعزیه میخوانند:
لا تطهر الأرض من رجس العدا ابداً
ما لم یسل فوقها سیل الدم العرم 
«
روى زمین از پلیدى دشمنان پاک نخواهد شد تا زمانى که بر روى آن سیل در هم شکننده خون روان نگردد».
غرض، شیعیان بر امام حسین (علیه السلام) از روى خوارى ودرماندگى نمیگریند، بلکه از اشک دیده خویش سرود حماسه میسازند و با آه و حسرت خود بانگ حق وعدالت رابه گوش جهانیان میرسانند:
همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب کافى است‏
اگر چه گریه، بر آلام قلب تسکین است.
ببین که مقصد عالى وى، چه بود اى دوست‏
که درک آن، سبب عز و جاه و تمکین است‏
زخاک مردم آزاده، بوى خون آید
نشان شیعه و آثار پیروى، این است 
«
ماربین» مورخ آلمانى میگوید: «هیچ چیز مانند عزادارى حسین نتوانست حس سیاسى در مسلمانان ایجاد کند.»
اى اشک ماتمت به رخ ملت آبرو
وى از طفیل خون تو، اسلام سرخ رو
دین را تو زنده کردى و خود، کشته گشته‏ای
وین یافته ز فیض تو، دین نبى علوّ
گر آب را به روى تو بستند کوفیان‏
آوردى آب رفته اسلام را به جو 
قطره‏هاى اشکى که شیعه در ماتم امام حسین (علیه السلام) و یارانش میریزد عهد و پیمانى است با قطره‏هاى خون شهداى کربلا که با لب تشنه و محروم از «قطره‏هاى آب» بر سر احیاى دین و ارزشهاى راستین مکتب جان باختند. و این اشک‏ها این نهضت الهى را به جانها پیوند زده وجاوان ساخته است. و این بسیار ساده‏اندیشى است که کسى تنها توجیهى عاطفى براى این گریه‏ها داشته باشد چرا که داغ، هر قدر هم شدید باشد، بالاخره گذشت زمان از حرارت آن میکاهد درحالى که عزادارن حسینى از اول عمر تا آخر عمر پس از گذشت قرنها با شور و شوق و حرارت بیشتر در سوک سید الشهداء میگریند. اگر این گریه‏ها تنها جنبه عاطفى داشت مسلما به مرور زمان حادثه عاشورا از خاطره‏ها محو میشد و یا ازطراوت ونشاط آن کاسته میگردید .
9- گریه کردن براى از دست دادن چیزى و یا تحمل دردى: انسان زمانى گریه میکند که چیزى را از دست بدهد یا دردى را متحمل بشود. پس عامل عمده گریه (سواى شوق و چند مورد نادر) درد و فقدان منفعت است ما وقتى از چیزى نفع میبریم به مجرد از دست دادن آن گریه سر میدهیم و یا دردى به ما روى میکند ناله میکنیم.
در روایات میخوانیم که همه چیز بر حسین (علیه السلام) گریه کردند ماه و ستارگان و خورشید شن‏هاى بیابان و حتى بادى که میوزید و حتى الحوت فى البحر،چرا؟ شن بیابان چرا گریه کرد؟ ماهیان دریا چرا سوگوارى کردند؟ ماه و ستارگان وخورشید چرا تار شدند و بى تابى کردند؟ مسلما آنا به ظاهر متحمل دردو رنجى نشدند چون تیر و خنجرهائى که بر آن پیکر شریف وارد میشد دردش برخورشید و ماهیان دریا نمیرسید پس چرا آنان گریه کردند و آن هم بکاء شدیدا پس حتماً آنها متضرر گردیدند و ازچیزى که نفع میبردند بى نصیب شدند و منفعتى را از دست دادند و آن منفعت چیست ؟چه چیزى بالاتر از امامت! همه از امام نفع میبرند و از فقدانش رنج میبینند و متضرر میشوند امام قطب و قلب عالم است وهرکه در عالم است در سایه اوست وقتى او را از ست میدهند متحمل رنج و به دنبال این رنج صاحب درد میشوند این است که آن موجوداتى که ناپاکى بر آنان رخنه نکرده و نمیتواند بکند، (مثل شن‏هاى بیابان، ماهیان دریا و ...) بر او میگریند و آلوده‏ها از انس وجن از فقدان چنین ذى نفعى بیخبر میمانند و شادى میکنند، و این است تفسیر آن حدیثى که میفرماید براى حسین (علیه السلام) در قلب مؤمنان حرارتى است که ... مؤمنان اگر هم ذکر مصیبتى نشنوند، چون متوجه از دست دادن قطب و محور عالم هستند ناله میکنند...
مرحوم علامه مغنیه میگوید: کسى گفت: آیا شیعه‏ها جز گریه واشک راه دیگرى ندارند که بدان محبت خویش را به اهل بیت (علیه السلام) بیان نمایند؟ گفتم:
«
آرى شیعیان علاوه بر گریه براى این که مودت قلبى خود را براى اهل بیت به ثبوت رسانند به راههاى گوناگونى متوسل میشوند از جمله درود و تحیت بر اهل بیت تقدیم داشته و از فضائل ایشان در مجالس و محافل سخن رانده وبه سوى اماکن مقدس آنها بار سفر بسته و به ضریح‏هاى شریف آنان تبرک میجویند». 

چرا حسین (علیه السلام) فراموش نمیشود؟

میگویند: شما در عصر فضا و اتم زندگى میکنید آنگاه بر کسى اشک میریزد که صدها سال پیش در گذشته است وبر مزارهایى سفر مینمایید که چیزى جز صخره و سنگ نمیباشد؟!
در پاسخ میگوئیم:«چنانکه گفته‏اند: «بعد زمان» را در «ابدیت» اثرى نیست ابدیت را در ماوراى زمان ـ در عرصه‏اى برتر از زمان ـ حکومت است ابدیت همیشگى است. جاودانان رهبران بزرگ بشریت به ابدیت تعلق دارند، از اینرو قرنها نیز در طول حیات معنوى آنان، مفهوم متداول خود را از دست میدهند
حسین بن على (علیه السلام) از زمره جاودانان از رهبران بزرگ بشریت است سخن از وى سخن از تاریخ نیست سخن روز است. سخن از ابدیت است سخن از همیشگى خروشان و شکوفا و پر فروز است.
این زنده جاوید نزدیک چهارده قرن ـ به حساب تاریخ ـ پس از مرگ جسمانیش همچنان امروز نیز بر دلها حکومت میکند و هنوز پرتو وجودش نه تنها در حیات ما بلکه در حیات جهان معاصر ودر عصر فضا و اتم «حوادث بى نظیر» ایجاد میکند وبه صورت یکى از «شور انگیزترین حماسه‏هاى تاریخ بشریت» در آمده و همه ساله نیرومندترین امواج احساسات میلیونها انسان را در اطراف خود بر میانگیزد و مراسمى پرشورتر و هیجان انگیزتر ازهر مراسم دیگر به وجود میآورد .
راستى چرا به این حادثه تاریخى که شاید در تاریخ مشابه فراوان دارد اهیمت داده میشود؟ ! چرا مراسم بزرگداشت این خاطره هر سال پرشکوهتر و پرهیجان‏تر از سال پیش برگزار میگردد؟ این همه تعظیم و تکریم و سپاس این همه سوز و گداز پس از چهارده قرن، آخر براى چیست؟ آن را چه معنائى است؟!
حقیقت این است که این زنده جاوید پس از قرنها، همچنان بر قلبهاى انسانهاى آزاده قدرتمندانه حکومت میکند ودر جامعه «موج معنوى» ایجاد مینماید. حتى هنوز هم به طور عمیق یک قدرت محرک معنوى ویک نیروى کنترل اجتماعى بزرگ به شمار میرود.
اما از زیارت زیارتگاههاى مقدس هرگز سنگها و صخره‏ها هدف و غایت نمیباشند چه اگر غرض خود آنها میبود همین کوهها سر به فلک کشیده‏انسان را از مشقت سفر و طى راههاى طولانى بى نیاز میساخت پس مقصود بالذات صاحب مزار است وبزرگ داشتن سنگها به جهت شرف انتساب به صاحبان آن مزارها است مانند محترم داشتن جلد قرآن کریم وسنگها و آجرهائى که خانه کعبه ومسجد رسول خدا (صلى الله علیه و آله) وسایر اماکن مقدس از آنها ساخته شده است .
الان میبینیم که دولتها و ملتها در حفظ مقبره‏هاى شخصیتهاى بزرگ خویش میکوشند وبه دور آنها هاله تقدیس میکشند.
در تاریخ نوشته‏اند هنگامى که سر مبارک حسین (علیه السلام) را به نزد یزید آوردند وى در مجلس شراب حضور داشت اتفاقا قاصدى از طرف پادشاه روم به مجلس یزید بار یافت وسر مبارک حسین (علیه السلام) را درمقابل یزید مشاهده کرد و چون دانست که آن سر مبارک به حسین (علیه السلام) تعلق دارد عمل یزید را به شدت نکوهش نمود و گفت اى یزید داستان «کلیساى حافر» را شنیده‏اى؟ گفت چگونه است؟ رومى گفت: در پیش ما مکانى است که گویند خر عیسى از آنجا گذر کرده است در آنجا کلیسائى بنا نهاده‏اند که نام آن به سم خر عیسى منسوب بوده و به کنیسه حافر «سم» شهرت دارد ما هر سال به زیارت آنجا میرویم و نذورات خود را به آنجا اهدا میکنیم. روى این حساب اى یزید من گواهى میدهم که تو خطا کارى و از راه راست به دورى! یزید خشمگین شد و به کشتن قاصد فرمان داد رومى به سوى سر نازنین حسین (علیه السلام) رفت و آن را بوسید و شهادتین برزبان جارى کرد و سپس او را گرفتند و بر در قصر به دار کشیدند.
زیارت، ارتباط روحى زائر با صاحب قبر است زائر قبر ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) با آن حضرت تجدید بیعت مینماید و لذا ائمه اطهار علیهم السلام با توصیه و ترغیب به زیارت سالار شهیدان این نهضت مقدس را براى همیشه زنده و جاوید نگه‏داشته‏اند البته زیارت همه امامان مورد تأکید است ولى روایاتى که در ترغیب وتشویق زیارت امام حسین (علیه السلام) رسیده فوق العاده زیاد است امامان بااین توصیه‏ها در صدد آن بودند که شیعیان پیوستگى عملى با اهداف آن بزرگوار داشته باشند. امام سجاد (علیه السلام) که خود چندین بار مخفیانه به زیارت سالار شهیدان رفته در گفتار خویش نیز سفارش زیادى به زیارت امام حسین (علیه السلام) داشته است.
«
ابو حمزه ثمالى» گوید: از امام سجاد (علیه السلام) در مورد زیارت امام حسین (علیه السلام) پرسیدم، حضرت فرمود:
«
زُره کل یوم فان لم تقدر فکل جمعة فان لم تقدر فکل شهر فمن لم یزره فقد استخف بحق رسول الله (صلى الله علیه و آله)«هر روز آن حضرت را زیارت کن، اگر نمیتوانى هفته‏اى یک بار، اگر نمیتوانى ماهى یکبار، پس کسى که اصلا آن حضرت را زیارت نکند، درحقیقت حریم رسول الله را خفیف شمرده است».
ولى مهمتر از سوگوارى و زیارت آشنایى به مکتب امام حسین و شهداى کربلا و پیوستگى عملى به اهداف بلند آن بزرگوار است. مهم پاک بودن و پاک زیستن و درست اندیشیدن و تأسى عملى به او است.




طبقه بندی: عاشورا، 

تاریخ : سه شنبه 18 تیر 1392 | 11:58 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • هم نفس