تبلیغات
جنگ نرم و دنیای مجازی - چرا برای امام حسین (علیه السلام) گریه می کنیم ؟ (بخش اول)

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

میگویند اگر امام حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمیگیریم؟ 
چرا گریه میکنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گریه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گریه تجلى طبیعى یک احساس و حالتى جبرى و فطرى از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه میباشد یکى از دانشمندان غرب میگوید:
«
انسانى که هرگز نمیگرید و گریستن را نمیداند احساس انسانى را فاقد است».
مگر نه اشک زیباترین شعر و بیتاب‏ترین محبت و پر گدازترین ایمان و تب دار ترین احساس و خالصترین «گفتن» و لطیف ترین «دوست داشتن» است که همه در کوره دل به هم آمیخته و ذوب شده و قطره‏اى گرم شده‏اند به نام اشک؟ مگر نه قلب، قالب اشک است و اشک در قلب شکل میگیرد ولذا اشک شبیه قلب است:
اى بسا قلبهاى سوزانى
که زبان راز آن نگوید باز
لیک آن دیدگان نورانی
راز دلداده میکند ابراز 


گریه ترجمان دل است مثلا کسى که عزادار است و مرگ عزیزى قلبش را میسوازند، باید گریه کند. وقتى که دلش یاد از او میکند و زبانش سخن از او میگوید چشمش نیز با او همدردى میکند مگر چشم از زبان صادقانه‏تر سخن نمیگوید؟!
از من مپرس کاتش دل درچه غایت است
از آب دیده پرس که او ترجمان ماست‏ 
اشک چشم نشانه رقت قلب است کسى که از صحنه دلخراش منقلب نمیشود تا اشک تأثر بریزد و نیز از حقیقت و جلوه زیبائى لذت نمیبرد تا اشک شوق جارى گرداند از قلب سلیم و روح متعادل برخوردار نیست.
امیرمومنان على (علیه السلام) میفرماید:
«
خداوند متعال افرادى را که به هنگام استماع قرآن تحت تأثیر قرار نمیگیرند و از شنیدن آیات مربوط به قیامت تعجب نمیکنند، و خنده مینمایند، مورد سرزنش قرار میدهد و میفرماید : (تضحکون و لا تبکون)
و نیز فرموده: (بکاء العیون و خشیة القلوب من رحمة الله تعالى)
چنانکه «جمود عین» و محروم بودن از اشک و گریه از خوف خدا نشانه قساوت قلب و شقاوت معرفى شده است.
رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:
«
من علامات الشقاء: جمود العین، قسوة القلب...»
در مقابل، آن دسته از مومنانى که بصیرتى روشن قلبى رؤوف و احساسى پاک و شفاف دارند در زبان قرآن کریم با جمله (یبکون و یزیدهم خشوعا) و (سجدّا و بکیّا) مورد ستایش قرار گرفته‏اند . قهرا این نوع افراد در برابر عظمت مردان خدا اشک شوق و به خاطر مظلومیت آنان هم اشک غم و اندوه از چشم خود جارى میکنند.
نام حسین (علیه السلام) با گریه همراه است‏
آن گونه که از متون اسلامى استفاده میشود نام حسین (علیه السلام) با گریه و ناله آمیخته است و قبل از شهادتش پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) و امیرالمؤمنان على (علیه السلام) و مادرش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بر او گریسته‏اند. طبق رویات فراوانى، چون حضرت حسین (علیه السلام) تولد یافت جبرئیل به رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نازل شد و خبر شهادت آن نوزاد را به پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) و پدر و مادرش داد و آنان از همان ایام براى حسین (علیه السلام) گریستند. طبق روایتى که از عایشه نقل شده است حسین (علیه السلام) کودک خردسال بود که وارد خدمت پیامبر گردید همان موقع جبرئیل به پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) ابلاغ کرد: زمانى نمیگذرد که این کودک را افرادى از امت تو در سرزمین «طف» از خاک عراق به قتل میرسانند «فبکى رسول الله (صلى الله علیه و آله)» اما جبرئیل افزود: «لا تبک، فسوف ینقم الله منهم، بقائمکم اهل البیت «گریه نکن در آینده خداوند به وسیله قائم اهل بیت از آنها انتقام میگیرد».
«
ابن عباس» میگوید به هنگام رفتن به «صفین» من همراه امیر مؤمنان على (علیه السلام) بودم چون در کنار شط فرات به «نینوا» وارد شد، امام (علیه السلام) با صداى بلند گریست و فرمود: اى پسر عباس این محل را میشناسى؟ گفتم: نمیشناسم اى امیرمؤمنان. فرمود اگر اینجا را مثل من میشناختى هرگز از اینجا رد نمیشدى مگر این که مثل من گریه سر میدادى ابن عباس گفت: «فبکى طویلا حتى اخضلّت لحیته و سألت الدموع على صدره وبکینا معا»: «آن حضرت گریه مفصلى کرد به طورى که اشک از روى محاسن او جارى شد ما هم همصدا با على (علیه السلام) گریه سردادیم». بعد امام ادامه داد: واى، من با آل ابوسفیان چه کرده‏ام، سپس افزود: در این سرزمین که (کرب و بلا نامیده میشود) هفده نفر از فرزندان من و فاطمه به شهادت مى رسند و مدفون میگردند.
طبق روایت امام صادق (علیه السلام) روزى فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به محضر رسول خدا (صلى الله علیه و آله) وارد شد و آن حضرت را گریان دید ازعلت گریه‏اش پرسید؟ رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: جبرئیل به من خبر داد که حسین (علیه السلام) را گروهى از امت من به قتل میرسانند! فاطمه (علیه السلام) نیز از شنیدن این خبر به شدت گریست ولى وقتى ازمقام بلند فرزندش به خاطر شهادت آگاه گردید آرامش و تسکین یافت.
داستان گریه و عزادارى پس از شهادت آن حضرت از سوى امامان (علیه السلام) داستانى مفصلى است که به ذکر چند مورد اکتفا میکنیم:
امام سجاد (علیه السلام) که خود در کربلا شاهد مصائب دلخراش امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش بود پس از واقعه عاشورا تا زمانى که در قید حیات بود این واقعه سوزناک را فراموش نکرد و همیشه گریه و سوگوارى نمود او هر وقت میخواست آب بنوشد تا چشمش به آب میافتاد اشک از چشمانش سرازیر میشد وقتى علت این کار را میپرسیدند میفرمود چگونه گریه نکنم درحالى که یزیدیان آب را براى وحوش و درندگان آزاد گذاشتند ولى آن را به روى پدرم بستند و او را با لب تشنه کشتند. میفرماید هر وقت کشته شدن فرزندان فاطمه (علیه السلام) رابه یاد میآورم گریه گلویم را میگیرد. وقتى هم افرادى وى را دلدارى میدادند، میفرمود: «کیف لا أبکی؟ و قد منع أبى من الماء الذى کان مطلقا للسباع والوحوش»
امام سجاد (علیه السلام) درعزاى پدر مظلوم خویش به حدى گریست که اورا یکى از بکّائون پنج گانه تاریخ لقب دادند وقتى راز آن همه گریه را از آن حضرت میپرسیدند، مصائب جانگداز کربلا را بازگو میکرد ومیفرمود: مرا ملامت نکنید، یعقوب، پس از آن که یک فرزند خود را از دست داد آنقدر گریست تا از غصه چشمهایش سفید شد در حالى که یقین به مرگ فرزندش نداشت.


از فراق روى یک یوسف اگر یعقوب سوخت
هجر هفتاد و دو یوسف کرده خونین دل مرا 


در حالى که من به چشم خود دیدم که در یک نیمروز چهارده نفر از اهل بیت مرا سر بریدند انتظار دارید داغ آنها از دلم بیرون برود؟!
او نه تنها در ماتم پدر بزرگوارش اشک میریخت بلکه مومنان را نیز ترغیب به گریستن در عزاى آن مظلوم میکرد: «ایما مومن دمعت عیناه لقتل الحسین حتى تسیل على خده بواه الله بها فى الجنة غرفا یسکنها احقابا».
«
هر مؤمنى که بر شهادت حسین (علیه السلام) آن قدر بگرید که اشک بر گونه‏اش جارى شود خداوند براى او غرفه‏هائى در بهشت آماده میسازد که تا ابد در آن اقامت خواهد کرد
امام باقر (علیه السلام) براى امام حسین (علیه السلام) اشک میریخت و به هرکس هم در خانه او بود دستور میداد گریه کند. و در منزل آن حضرت مجلس عزا و سوگوارى براى امام حسین (علیه السلام) تشکیل میگردید و حاضران مصیبت آن حضرت را به هم تسلیت میگفتند .
«
عبد الله بن سنان» میگوید: در روز عاشورا به حضور امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم آن حضرت را رنگ پریده و بسیار غمگین و گریان یافتم، علت آن را از امام پرسیدم، فرمود : امروز عاشوراست و در چنین روزى جد ما امام حسین (علیه السلام) شهید شده است .
امام صادق (علیه السلام) به «ابو هارون مکفوف» دستور داد مرثیه بخواند آنگاه که وى مرثیه خود را آغاز نمود متوجه شد امام (علیه السلام) سخت گریه میکند و زنانى که پشت پرده بودند همینکه صداى گریه امام صادق (علیه السلام) را شنیدند آنها نیز صداى خود را به گریه و شیون بلند کردند؛ بعد امام فرمود: «من انشد فى الحسین شعرا فبکى وابکى عشرا کتب له الجنه». «هر کس در مصیبت حسین (علیه السلام) شعر بگوید و گریه کند وده نفر را بگریاند بهشت بر او نوشته میشود».
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: روش پدرم امام موسى بن جعفر (علیه السلام) این بود که هرگاه ماه محرم میرسید پیوسته غمگین بود تا دهه عاشورا سپرى شود روز عاشورا روز گریه و ماتم او بود و میفرمود: «هو الیوم الذى قتل فیه الحسین» .
امام رضا (علیه السلام) فرمود محرم ماهى است که اهل جاهلیت در آن ماه جنگ و خونریزى را حرام میدانستند ولى دشمنان در آن ماه خون ما را ریختند حرمت ما را شکستند زنان و فرزندان ما را به اسارت گرفتند و به خیمه‏هاى ما آتش زدند اموال ما را غارت نمودند و حرمت رسول خدا را در حق ما رعایت نکردند.
«
ان یوم الحسین اقرح جفوننا و أسبل دموعنا و أذل عزیزنا بأرض کربلا .... على مثل الحسین (علیه السلام) فلیبک الباکون، فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام.» 
«
کشته‏شدن امام حسین (علیه السلام) اشکهاى ما را ریزان و پلکهاى چشمان ما را مجروح و در کربلا عزیز ما را ذلیل کرد... گریه کنندگان باید بر حسین (علیه السلام) گریه کنند . گریه بر او گناهان بزرگ را میریزد».
امام رضا (علیه السلام) به «ریان بن شبیب» فرمود: «ان کنت باکیا لشیء فابک للحسین بن على فانه ذبح کما یذبح الکبش و قتل معه من أهل بیته ثمانیة عشر رجلا ما لهم فى الارض شبیهون...».
«
اگر بخواهى به چیزى گریه کنى بر حسین بن على (علیه السلام) گریه کن زیرا سر آن حضرت را مثل سر گوسفند بریدند و با او هجده مرد از اهل بیتش کشته شدند که در دنیا بى نظیر بودند».
سپس به «ابن شیب» فرمود: «اگر دوست دارى در درجه‏هاى بلند بهشت با ما باشى، غمگین باش از براى غمگینى ما و شاد باش از براى شادمانى ما».
حتى به موجب بعضى از روایات امام زمان (عج) نیز مدام بر سید الشهداء اشک میریزد و میگوید :
«
اى جد بزرگوار! روزگار مرا به تأخیر انداخت و نتوانستم به یارى تو بشتابم وبا دشمنانت پیکار کنم در عوض: «فلاندبنک صباحاً و مساءً و لأبکین لک بدل الدموع دما حسرة علیک. ..» «هر صبح و شام بر مصائب تو گریه میکنم، اگر اشک چشمم تمام شود، به جاى آن خون میگریم».
حتى به موجب روایات فراوانى که نقل شده است، همه کس و همه چیز خورشید و آسمان و زمین و فرشتگان روز عاشورا بر آن حضرت گریه میکنند . 
شاعر پر شور «فؤاد کرمانى» با استفاده از این روایات چنین سروده است:


تا ندا کرد ولاى تو، در اقلیم الست‏
بهر لبیک فدایت، دو جهان پر زداست‏
کشته شد عالم دهرى، چو تو در عالم دهر
دهر تا روز قیامت شب اندوه و عزاست‏
در غمت اعین واشیاء همه از منطق کون‏
هر یکى مویه کنان بر دگرى نوحه گر است‏
رفت بر عرشه نى تا سرت اى عرش خدا
کرسى و لوح وقلم بهر عزاى تو بپاست‏
منکسف گشت، چو خورشید حقیقت به جمال‏
گر بگریند زغم دیده ذرات رواست.

 
موضوع قابل توجه این است که «عبد الله بن فضیل هاشمى» از امام صادق (علیه السلام) سوال میکند: چرا روز عاشورا این چنین روز مصیبت وغم واندوه وعزادارى گردید؟ اما روز وفات پیامبر اکرم وامیرمؤمنان و فاطمه زهرا و امام مجتبى (علیه السلام) که با زهر مسموم شد این چنین نشد؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ان یوم الحسین أعظم مصیبة من جمیع سایر الایام... فکان ذهابه کذهاب جمیعهم ...» 
روز حسین ـ عاشورا ـ از لحاظ مصیبت از تمام روزها عظیم‏تر است... زیرا حسین (علیه السلام) تنها باقى مانده اصحاب پنج گانه کساء است که رفتن او، مثل رفتن همه آنهاست».
روز عاشورا مصائبى بر خاندان رسالت وارد شد که در خاطره هیچ آفریده‏اى خطور نکند و قلم را تاب نوشتن نباشد، چه جالب گفته است:
فاجعة ان اردت اکتبها
مجملة ذکرة لمدکر
«
مصیبتى بزرگ که اگر بخواهیم آن را به نحو اقتصار براى یاد آورى یاد کننده‏اى بنویسم» .
جرت دموعى فحال حائلها
ما بین لحظ الجفون و الزبر
«
به یقین اشک روانم بین چشم من واوراق کتب حایل آید»
و قال قلبى بقیا على فلا
و الله ما قد طبعت من حجر
«
دلم گفت به من رحمى کن، به خدا سوگند من از سنگ آفریده نشده‏ام».
بکت لها الارض و السماء دما
بینهما فى مدامع حمر
«
بر آن فاجعه زمین و آسمان و آنچه ما بین آندواست اشک خون گریست».
غرض، روز عاشورا روز مصیبت واندوه و گریه براى خاندان رسالت و شیعیان آنهاست. تنها بنى امیه دشمنان اهل بیت بودند که آن روز را روز مبارک و سرور و خوشحالى میدانستند.
چنانکه در زیارت عاشورا میخوانیم:«اللهم ان هذا یوم تبرکت به بنو امیه»«خدایا این روز، روزى است که آن را بنى امیه مبارک ومیمون دانستند». در فراز دیگرى میخوانیم: «هذا یوم فرحت به آل زیاد وآل مروان بقتلهم الحسین...». «و این روزى است که آل زیاد و آل مروان به خاطر این که حسین را کشتند به آن مسرور شدند
خلاصه در باب عزا و ماتم سید الشهداء فرزند دلبند حضرت زهرا و على مرتضى (علیهم السلام) روایات فراوانى از ناحیه رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) وارد شده که روز عاشورا، روز مصیبت وحزن اهل بیت وشیعیان ایشان میباشد به اعتبار همین روایات باید روز عاشورا غمگین وحزین بود در روایتى میفرماید:
«
هرکه یاد کند مصیبت ما را و بگرید وبگریاند مردم را، در روز قیامت در درجه‏هاى ما خواهد بود و هرکه مصیبت مارا یارى کند و گریه کند، چشم او در روزى که چشمها همه بگریند، نگرید و هر که در مجلسى بنشیند ودین ما را احیاء نماید، دل او نمیرد در روزى که دلها همه بمیرند .»
بنابراین اگر کسى روز عاشورا روز جشن وسرور بداند یقینا او مانند بنى امیه دشمن اهل بیت است. پس این که سران صوفیه را روز شادى و سرور و جشن میدانند، بدون شک دشمن اهل بیت هستند و لو این که ادعاى دوستى بکنند. چنانکه «شیخ عبد القادر گیلانى» روز جانگداز عاشورا را روز فرح و شادى قلمداد کرده گفته است: «روز عاشورا هرگز روز مصیبت نمیباشد، روز جشن وشادى است و بر مردم لازم و واجب است که در این روز براى اهل و عیال خود هدایایى تهیه کنند و آنها را به گردش و تفریح ببرند و آنها را با خوشگذرانى سرگرم سازند». 
پس این مسلم است که گریه بر امام حسین (علیه السلام) عنوان شرعى دارد و از عبادات بزرگ شمرده میشود و در حقیقت دیده گریان و دل اندوهگین بر مصائب اهل بیت، شعار شیعه است .


به قول یکى از شعراى عرب‏
لک عندى ما عشت یا ابن رسو
ل الله حزن یفى بحق ودادی
ناظر بدموع غیر بخیل
وحشى بالسلو غیر جواد


«
اى پسر پیامبر خدا در پیش من از براى تو تا زنده‏ام اندوهى است حق مودت را به جاى میآورد دیده‏ام از ریزش اشک دریغ نمیورزد و درونم از رنج و غم تسلى نمییابد

انواع گریه‏ها

گریه انواعى دارد که همه انواع آن در شأن امام حسین (علیه السلام) نیست، حال باید ببینیم چه نوع گریه شایسته امام است:
1- گریه از روى خوارى ودرماندگىچنین گریه‏اى، گریه افراد ضعیف وناتوانى است که از رسیدن به اهداف خود وامانده‏اند و روح و شهامتى براى پیشرفت در خود نمیبینند مینشینند و عاجزانه گریه سر میدهند. هرگز براى امام حسین (علیه السلام) چنین گریه‏اى نباید کرد و آن حضرت از این نوع گریه بیزار و متنفر است.
2-گریه عجزو زبونىچنین گریه‏اى، گریه افرادى است که از روى عجز و زبونى در اثر ناکامى واحیانا ستم شخصى یا جریان نامناسبى به ورشکستگى افتاده و براى خود احساس خطر میکنندو راه چاره را در گریه میجویند به قول صائب تبریزى:
گریه شمع از براى ماتم پروانه نیست‏
صبح نزدیک است و در فکر شب تار خود است.
مسلما این نوع گریه هم مناسب شأن امام نیست.
3- گریه بر اموات: کسى عزیز خود را از دست میدهد و بر فقدان او گریه میکند یا به این جهت گریه میکند که آن فقید در زندگى او موثر بوده و به آینده خود نگران است در این صورت به حال خود گریه میکند و یا این که به نیکیهاى او اشک مى ریزد این نوع گریه هم در شأن امام نیست.

4-  از روى رحم و رأفت یا گریه‏هاى عاطفىقلب انسان هنگامى که در برابر حادثه دلخراشى همانند اشک یتیمى، یا بیمار دردمندى یا شخص فقیر و تهیدستى و ... قرار میگرید، متأثر میشود چه بسا اشک میریزد. رسول خدا (صلى الله علیه و آله) هنگامى که فرزند خردسال خود ابراهیم را از دست داد ودر قبرسان بقیع به خاک سپرد براى آن کودک آن قدر گریه کرد که اشک بر محاسنش جارى گردید به آن حضرت گفته شد: اى رسول خدا تو دیگران را از گریه منع میکردى حال خود این چنین بیتابى میکنى؟! آن حضرت فرمود: «لیس هذا بکاء غضب انما هذا رحمة و من لا یرحم لا یرحم»  «این گریه از روى خشم و نارضایتى نیست بلکه گریه رحمت و رافت است و هرکس رحم نکند مورد رحمت قرار نمیگیرد
واقعه خونین کربلا دل را میسوزاند وقلب وعاطفه هر انسانى را به جوش وخروش مى اندازد از این نظر این حادثه یک جنایت ویک مصیبت است و شاید در دنیا مشابه چنین جنایتى پیدا بشود و گریه کنندگانى هم داشته‏باشد. گریه از روى رحم و رأفت یک امر طبیعى است. هر انسانى به هنگام مشاهده یک منظره دلخراش متأثر میشود و اشک میریزد چنانکه دشمنان امام حسین (علیه السلام) روز عاشورا بر حال آن حضرت میگریستند. آنجا که اهل کوفه از دیدن وضع دلخراش اسراء بناکردند گریه و زارى کردن. امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «اتنوحون و تبکون من اجلنا؟؟! فمن ذا الذى قتلنا؟».
پس گریه از روى رحم و رأفت نیز چندان مناسب نیست. امام حسین (علیه السلام) از شیعیان خود این نوع گریه را نخواسته است.



تاریخ : یکشنبه 16 تیر 1392 | 10:57 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • هم نفس