تبلیغات
جنگ نرم و دنیای مجازی - سیره شهدا

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

بار سومی که راهی جبهه بود،  گفتم: تو دو بار رفتی، دیگر لازم نیست بروی. تسبیحی دست ام بود، مال یکی از دوستان ام که به رسم هدیه آن را  به من داده بود. نا غافلی تسبیح را از دست ام گرفت. گفتم: تسبیح هدیه است. به من بر گردان! گفت: اگر راست می گویی و خیلی دوستش داری، بیا با من درگیر شو و آن را از من بگیر! متوجه منظورش نشدم. تسبیح را به من برگرداند، بعد گفت: اگر کسی، چیز دوست داشتی مثل کشورت را از تو بگیرد، باید دست روی دست بگذاری و تماشایش کنی؟ خب باید با او در گیر بشوی. تازه فهمیدم منظورش چیست.

شهید سید جلیل عابد حسینی

 




طبقه بندی: بسیج و شهدا، 
برچسب ها: سیره شهدا،  
دنبالک ها: سیره شهدا،  

تاریخ : دوشنبه 27 خرداد 1392 | 10:13 بعد از ظهر | نویسنده : امید نامداری | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • هم نفس